display result search
منو
شیر برفی

شیر برفی

  • 4 قطعه
  • 24 دقیقه مدت کتاب
  • 1538 دریافت شده
در زمان‌های قدیم، در شهری دور، برف بسیاری بارید. اهالی محله فقط سفیدی می‌دیدند، پس همه بام‌ها را رُفتند و کوچه‌ها پر از برف شد. چند نفر برف‌ها را به بیابان می‎بردند، اما انگار نه انگار.

نجاری خوش سلیقه در آنجا بود که تصمیم جالبی گرفت. گفت بیایید با این برف‌ها یک شیر برفی بسازیم تا همه از زیبایی‌اش لذت ببریم. مردم از این تصمیم استقبال کردند و قرار شد این شیر برفی را سر میدان شهر بگذارند. همه به کمک هم شیر را ساختند و حالا شیر با غرور در میدان شهر ایستاده بود.
بچه‌ها کنار شیر برفی شروع به بازی کردند و شیر برفی هم خیلی خوشحال بود و احساس می کرد خیلی مهم شده است. شب شد و شیر برفی سر و صدایی را از روی دیوار شنید. آدم برفی‌های زیادی روی دیوارها بودند و مادر برفی و پدر برفی و بچه‌ها درحال بازی بودند. شیر دلش می‌خواست توجه آدم‌برفی‌ها را به خودش جلب کند. چیزی نگذشت که بچه‌ها شیر برفی را دیدند و از سر و کولش بالا رفتند....

از ایرانصدا بشنوید

غرور اصلا خوب نیست و موجب نابودی میشه، حتی اگر یک شیر برفی بهش مبتلا بشه. این داستان زیبا رو بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا