display result search
منو
شب یلدا

شب یلدا

  • 4 قطعه
  • 24 دقیقه مدت کتاب
  • 686 دریافت شده
نویسنده: محمد میرکیانی
راوی: محمدرضا سرشار
قالب: روایی
دسته‌بندی: کتاب گویا
مش صابر روی پله‌های خونه قدیمیش نشسته بود. سوز و سرمایی میومد و برای لحظه‌ای آروم می‌شد. مش صابر کیسه توتونی از جیبش درآورد تا چپق بکشه. رقیه خاتون از راه رسید و گفت: چه کار می کنی؟

... امروز یه عالمه کار داریم و تو مشغول چپق کشیدنی؟ مش صابر جواب داد: فکر کردی من بیکار نشسته‌ام؟ امشب باید برای بچه ها یه قصه ی جدید بگم. آخه امشب طولانی‌ترین شب ساله و بچه‌ها حتما پای کرسی جمع میشن.
رقیه خاتون ادامه داد که کرسی سرد به چه دردی میخوره؟ همین حالا برو و چند تا گوله خاک زغال بخر. مش صابر با بی‌میلی بلند شد و بیرون رفت. به مغازه زغال‌فروشی رسید و بیست تا گوله زغال خرید، اما نمی‌تونست زغال‌ها رو تا خونه ببره. با خودش گفت اگه منم چند تا نوه داشتم، لازم نبود این همه سختی بکشم و تو این سن و سال بار به این سنگینی رو تا خونه ببرم....

از ایرانصدا بشنوید

امیدواریم که بلندترین شب سال برای همه همراه با اتفاقات خوب باشه. شب یلدا رو بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا