display result search
منو
جانباز شهید «محمدتقی طاهرزاده»

جانباز شهید «محمدتقی طاهرزاده»

  • 4 قطعه
  • 39 دقیقه مدت کتاب
  • 612 دریافت شده
دوران بی‌هوشی این جانباز شهید، 18 سال به طول انجامید. در طول این مدت آنچه بر شگفتی این واقعه می‌افزود، پرستاری عاشقانه پدر و مادرش بود. در این 18 سال که محمدتقی‌ روی تخت خوابیده بود، با همان دو چشم نافذش همه تنهایی‌های آنها را پر می‌کرد.

«هوشنگ طاهرزاده»، پدر شهید، 18 سال بر بالین فرزند دلبندش مثل پروانه چرخید و از او پرستاری کرد. فرزندی که ملقب به «زیبای خفته» بود و مقام معظم رهبری فرمودند: «پسرم تو بین دنیا و بهشتی و بالاخره او بهشت را بر دنیا ترجیح داد. برای ایثار، می‌توان خیلی اسم‌ها گذاشت؛ مهربانی، محبت، گذشت، شجاعت، دلاوری یا شاید زندگی شیرین خود را فدای دیگران کردن، فدای آرامش و آسایش دیگران مثل آقاتقی واقعاً ایثار کردند.»
پدری که با لبخند فرزندش خندید و با اشک او گریست. او می گوید: «نام این سال‌ها را می توان سال‌های عشقبازی با خدا نهاد. پدر می گوید: «من متوجه نشدم این سال‌ها چگونه گذشت؛ زیرا من عاشق بودم و این آتش عشق را خداوند در دل من برافروخته بود. مرا همین افتخار بس که طی این مدت پرستار سرباز امام زمان (عج) بوده ام و حتی یک بار هم احساس خستگی نکردم.» سالهای عشقبازی با خدا، زیرا محمد تقی گاهی اوقات لبخندهای زیبایی می زد و با ما ارتباط داشت. وقتی نوارهای آهنگران را می گذاشتیم، او آرام گریه می کرد. پس نام این سالها را نجوا با خدا بگذاریم. محمدتقی بیشتر وقت‌ها زیرلب ذکر می‌گفت و نجوا می‌کرد. من به‌خوبی حس می کردم که او با حضرت فاطمه زهرا(س) و فرزندان برحقش در ارتباط است؛ زیرا چهره محمدتقی، این را نشان می داد. خدا می داند که من سختی زیادی کشیدم. در دوران کودکی، پدرم فوت کرد، با یتیمی بزرگ شدم. سرباز بودم که آقاتقی به دنیا آمد. شغل من کفاشی بود و با دست خالی زندگی خودم را شروع کردم، طی 17 ماه داغ سه برادر جوان و یک خواهر جوان دیدم و هنوز آنها را فراموش نکرده بودم که محمدتقی به این حال افتاد. اما روز به روز به خدا نزدیک‌تر شدم. محمدتقی مرا عاشق خدا کرد. او باعث شد تا من خدا را آن طور که باید بشناسم. من ممنون آقا تقی هستم که طعم شیرین عشق را به من چشاند. من در آن لحظه ها به یاد امامان معصوم می افتادم و به مصیبت‌های امام حسین در روز عاشورا. چه الگویی زیباتر از آنها برای ماست. سرانجام این آزمون سخت پدر و پسر به پایان رسید و محمدتقی در اردیبهشت 84 به کاروان شهدای دفاع مقدس پیوست. روحش شاد و یادش گرامی باد.

از ایرانصدا بشنوید

روایتی بشنوید از جانبازی که هجده سال در بیهوشی به سر برد و اردیبهشت ماه ،بهشتی شد.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • با سلام. برادرزاده شهید هستم خیلی ممنون بابت زحماتتون

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا