- 203
- 1000
- 1000
- 1000
سرباز وطن
داستانی از زندگی امیر سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد ارشادی.
از ایرانصدا بشنوید
در این کتاب، بخشهایی از زندگی امیر سرلشکر «قاسمعلی ظهیرنژاد» در قالب داستان شرح داده شده است. این کتاب که هفدهمین مجلد از مجموعهی «داستان دفاع مقدس» است، با هدف آشنایی نسل جوان با آرمانها، اندیشهها و تلاشهای یکی از بزرگمردان ارتش ایران و تلاشهای وی در راستای سربلندی میهن تدوین شده است.
نگارنده در این کتاب، خدمات و تلاشهای «قاسمعلی ظهیرنژاد» را در ارتش کشور در دوران پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شرح داده است. وی تصویری روشن و دقیق از فعالیتهای نامبرده در سمتهای سرپرست لشکر 64 ارومیه، آجودانی ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرپرست ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران، فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی و ریاست ستاد مشترک ارتش تا زمان فوت وی در مهرماه سال 1377 ه.ش ارائه کرده است.
مشخصهی کتاب، استفاده از قالب داستان برای معرفی یکی از اثرگذارترین شخصیتهای ارتش جمهوری اسلامی و به کارگیری زبانی روایی برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطب است.
در بخشی از کتاب آمده است:
اغذیهفروش اول جا خورد، اما به روی خودش نیاورد و گوش داد به حرفهای پاسبان که گفت: این جناب سرگرد ظهیرنژاد طرف حساب شخصی جنابعالی، اوّلاً استاد ممتاز مرکز پیادهی نیروی زمینی بوده. چند سال هم استاد نمونه شناخته شده. حالا هم، دو سه ساله که رئیس قسمت آزمایش و بازرسی دانشکده شده. حالا خوب مفهوم شد هوشی جون؟
و خیره شد به چهره هوشنگ که از حرفهایش چیز زیادی سر در نمیآورد و یا اینکه میفهمید و خودش را زده بود به آن راه. پاسبان میخواست هرچه بیشتر ته دل هوشنگ را بلرزاند تا نرخ اجرتش را بالاتر ببرد.
نگارنده در این کتاب، خدمات و تلاشهای «قاسمعلی ظهیرنژاد» را در ارتش کشور در دوران پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شرح داده است. وی تصویری روشن و دقیق از فعالیتهای نامبرده در سمتهای سرپرست لشکر 64 ارومیه، آجودانی ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، سرپرست ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران، فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی و ریاست ستاد مشترک ارتش تا زمان فوت وی در مهرماه سال 1377 ه.ش ارائه کرده است.
مشخصهی کتاب، استفاده از قالب داستان برای معرفی یکی از اثرگذارترین شخصیتهای ارتش جمهوری اسلامی و به کارگیری زبانی روایی برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطب است.
در بخشی از کتاب آمده است:
اغذیهفروش اول جا خورد، اما به روی خودش نیاورد و گوش داد به حرفهای پاسبان که گفت: این جناب سرگرد ظهیرنژاد طرف حساب شخصی جنابعالی، اوّلاً استاد ممتاز مرکز پیادهی نیروی زمینی بوده. چند سال هم استاد نمونه شناخته شده. حالا هم، دو سه ساله که رئیس قسمت آزمایش و بازرسی دانشکده شده. حالا خوب مفهوم شد هوشی جون؟
و خیره شد به چهره هوشنگ که از حرفهایش چیز زیادی سر در نمیآورد و یا اینکه میفهمید و خودش را زده بود به آن راه. پاسبان میخواست هرچه بیشتر ته دل هوشنگ را بلرزاند تا نرخ اجرتش را بالاتر ببرد.
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
فصل ها
-
عنوانزمانتعداد پخش


نظری ثبت نشده است