display result search
منو
کبوترهای چاهی

کبوترهای چاهی

  • 4 قطعه
  • 28 دقیقه مدت کتاب
  • 795 دریافت شده
نویسنده: مجید درخشانی
راوی: محمدرضا سرشار
قالب: روایی
دسته‌بندی: کتاب گویا
راوی داستان را این‌طور بیان می‌کند:
«بابام سرکارگر مزرعه‌ی ارباب یوسفی بود و اونجا چند تا قنات داشت که توش کبوترهای چاهی زندگی می‌کردند.»

بابا همیشه با رفتن من به اونجا مخالفت می کرد، اما خیلی دلم می‌خواست که برای یه‌بار هم که شده، به سر قنات برم و کبوترها رو از نزدیک ببینم. نیمه‌های اردیبهشت و عروسی خواهرم بود. بابا گفت که به مزرعه برم و یه سری از کارها رو در نبود بابا انجام بدم. اون تأکید کرد که سر چاه‌ها نرم، اما مگه می‌شد؟
تنهایی نمی‌تونستم به همه‌ی کارها برسم. یاد وحید، برادر دامادمون، افتادم . پس به دنبالش رفتم و بهش قول دادم که اگر کبوتر بگیرم حتما یه‌دونه شو به اون بدم. به مزرعه رسیدیم و کارها رو انجام دادیم و من به سراغ چاه رفتم. وقتی از چاه بیرون اومدم دو تا کبوتر قشنگ داشتم که دلم نمی‌خواست یکی از اونها رو به وحید بدم. پس زدم زیر قولم و وحید با ناراحتی به سمت چاه رفت تا برای خودش کبوتر بگیره، اما....

از ایرانصدا بشنوید

کودکی هر کدوم از ما با شیطنت‌هایی همراه بوده که با مرور اونها، گاهی خنده‌ای بر لب‌هامون می‌شینه. دوران کودکی خاطره‌انگیزترین دوران زندگی هر انسانیه و امیدواریم برای همه همراه با خاطرات خوب باشه. از شما دعوت می‌کنم این کتاب زیبا رو بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • سلام خوبی خیلی دوستتان دارم خدا خیرتان بده
  • عالیه داستان اینجوری زیاد بذارید
  • و لطفا روی موسیقی های آرامبخش کار کنید چون قبل خواب اکثر مردم گوش میدن
  • کاش به مناسبت های مختلف داستان های مربوطه بگذارید داستان های ماه رنضان

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا