display result search
منو
ارباب خسیس و نوجوان زیرک

ارباب خسیس و نوجوان زیرک

  • 4 قطعه
  • 24 دقیقه مدت کتاب
  • 1918 دریافت شده
نویسنده: محمدحسین کیانپور
راوی: محمدرضا سرشار
قالب: روایی
دسته‌بندی: کودک
روزگاری اربابی بود که ثروت فراوانی داشت و مردم برای او کار می کردند. در میان آنان پسری فقیر بود که ارباب به او کمی نان و مقداری پول می داد.

نانها آنقدر خشک بود که شبی دندان او را شکست. پسر ارباب نیز کنار او بود و با دیدن دندان شکسته ی او خندید. پسرک نان خشک را به سوی او پرتاب کرد. صورت پسر ارباب زخمی شد و او گریان، شکایت به پدر برد. مادر پسرک او را در انبار کاه پنهان کرد و وقتی فرستادگان ارباب به سراغ او آمدند، دست خالی برگشتند. ارباب که فهمیده بود پسرک در خانه است، نقشه ای کشید و به مادر او گفت: اگر پسرت سرکار نیاید، تو نان نداری بخوری؛ پس او را بفرست بیاید، من با او کاری ندارم. پسر برگشت اما چند روز بعد، وقتی خوابش برده بود، او را در کیسه ای انداختند و با مشت و لگد آنقدر او را زندند تا بیهوش شد... اما ارباب به خیال اینکه او مرده است، تصمیم گرفت کمی استراحت کند و بعد او را به جایی دور ببرد و رها کند....

برای دانستن ادامه ماجرا، این کتاب را بشنوید.

از ایرانصدا بشنوید

انسانهای نادان در هر جایگاه و مرتبه ای که باشن، با انجام رفتارهای نادرست، خودِ واقعی شون رو به نمایش می ذارن و به قولی، دستشون رو برای دیگران رو می کنن. چه خوبه انسانها گاه خودشون رو جای همدیگه بذارن و تو موقعیتهای مختلف خودشون رو محک بزنن؛ با این کار متوجه خیلی از اشتباهاتشون می شن. از شما دعوت می کنم این کتاب رو بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا