display result search
منو
پایان اندوه

پایان اندوه

  • 7 قطعه
  • 96 دقیقه مدت کتاب
  • 1772 دریافت شده
«آیدین» راوی داستان، ماجرا را این گونه بیان می کند:....

زمستان سختی بود و من برای کار در کارگاه کلوچه پزی، نزد ارباب «کنعان» رفتم. کم کم از صحبت های او متوجه شدم که ارباب مقرر کرده کارگران باید روزی هفده ساعت کار کنند. این وضعیت اصلاً برای من قابل تحمل نبود، پس اقدامات اعتراض آمیز علیه ارباب را شروع کردم. ارباب برای جریمه ی من مقرر کرد که یک ماه پِهِن گاوها را جمع کنم.
دو روز بعد، صبح زود، وارد طویله شدم و دیدم همه ی گاوها روی زمین افتاده اند. به ارباب خبر دادم. چند وقت بعد معلوم شد که «خدیجه» و وردستش «صلاح الدین»، گاوها را مسموم کرده اند. ما منتظر خشم ارباب بودیم، اما او هیچ عکس العملی نشان نداد.
روز بعد شنیدم هنگامی که صلاح الدین کلوچه ها را به یکی از شعبه ها می برد، زیر دست و پای اسب ها مانده و او را به بیمارستان برده اند. حدس زدم که باید کار ارباب باشد. موقع نهار در همان روز شخصی به نام «امید»، به جای صلاح الدین، مشغول به کار شد.
ارباب شب ها خوابش نمی برد و بیشتر اوقات نزد من می آمد و با هم حرف می زدیم. او سعی داشت مرا به مال اندوزی تشویق کند، اما من نمی پذیرفتم تا اینکه...

از ایرانصدا بشنوید

داستان ظلم همیشگی ارباب ها، همواره اعتراض زیردستها را فراهم می آورد. کتاب پایان اندوه یکی از این اتفاقات تلخ را بازگو می کند که دعوت می کنم بشنوید...

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • چندان رضایت بخش نبود هیچ هیجانی نداشت داستانی یکنواخت باموضوعی تکراری ارباب وکارگر بود خوشم نیومد. ( ر _ قاین)
  • چقدر کتاب خوب و روان و هنرنمایی استاد شهرستانی و خانوم افضلی فوق العادس

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا