منو
نجوای ابراهیم

نجوای ابراهیم

  • 7 قطعه
  • 173 دقیقه مدت کتاب
  • 346 دریافت شده
نویسنده: حسین سپهری فرد
راوی: یاسر دعاگو
قالب: روایی
دسته‌بندی: شخصیت‌ها
کتاب را که می گشایی، طنین یک صدای آشنا تو را بی‌واسطه به دل روزگار مردی می‌برد که طلوع و غروبش از جنس ایثار و صداقت بود. اینجا «نجوای ابراهیم» در دستان توست؛ که حدیث نفس شهیدی است که خود بی‌ابهام و بی‌پیرایه با تو به گفت‌وگو نشسته است.

از ایرانصدا بشنوید

در بخش از کتاب می‌شنویم:
این‌جانـب سید ابراهیـم رئیسی، 26 آذرماه 1339 در شهر مشهد مقــدس در یــک خانــواده‌ی مذهبی و روحانی متولد شدم. در پنج‌سـالگی پــدرم بــه رحمــت خــدا رفتنــد. منزلــی کــه متعلــق بــه مرحــوم پــدرم بــود، دارای ســه - چهــار اتــاق بــود کــه یــک اتاقــش را خــودمان زندگــی می‌کردیــم و دو اتــاق دیگــر را والــده‌ام اجــاره داده بــود و از مال‌الاجــاره‌ی آن دو اتــاق دیگــر، ما ارتــزاق می‌کردیــم. ما در یــک وضــع ِ خیلــی ســختی زندگــی کردیــم. مــن بــه یــاد دارم صحنه‌هایــی از زندگــی‌مان را کــه مواجهــه بــا فقــر جــدی از نظــر مســائل اقتصــادی بودیــم. واقعــاً بــه معنــی واقعــی کلمــه، ما فقــر را و نداشــتن را لمــس می کردیــم در زندگــی. مــن در اوایــل طلبگــی یــک تومــن بیشــتر پــول نداشــتم، صبــح پنجشــنبه رفتــم حــرم، خدمــت امام رضــا(ع)، بــه ایشــان عــرض کــردم: «خیلــی وضعــم ناجــوره!» یــک آقای محترمــی از فامیلمان [آنجــا در حــرم] بــود، از آن حالــت مــن، کــه داشــتم بــا حضــرت صحبــت می کــردم، نــه اینکــه بدانــد مــن چــه می ‌گویــم، ولــی بعــد از اینکــه بــا مــن احوال‌پرســی کــرد، دو تــومان بــه مــن داد. خوشــحال شــدم. از جانــب حضــرت امام رضــا (ع) می‌دانســتم ایــن قضیــه را، چــون آن فــرد از کجــا می‌دانســت کــه مــن نیــاز مادی دارم!؟

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    یا فارِسَ الْحِجازِ أَدْرِکْنی ، یا أَبا صالِحِ الْمَهْدِیَّ أَدْرِکْنی
  • کاربر مهمان
    بسیار عالی
  • کاربر مهمان
    خدا رحمتش کنه

تصاویر

از همین گوینده

کتاب گویا