- 439
- 1000
- 1000
- 1000
جنایت در گابون
داستان در شهری از مستعمرات فرانسه اتفاق میافتد. مردی به نام مسیو استیل که با کلاهبرداری و نزولخواری ثروتمند شده، ادعا میکند شخصی قصد کشتن او را دارد؛ اما کلانتر شهر پرده از این راز برمیدارد.
از ایرانصدا بشنوید
دکتر شهر و همسر جوان مسیو استیل قصد دارند اموال مسیو استیل را تصاحب کنند. مسیو استیل که به این نقشه پی برده، با ادعای سوءقصد به جان خودش، میخواهد به صورت قانونی و به بهانهی دفاع از خود، دکتر شوون را به قتل برساند؛ اما لحظهی آخر، کلانتر به کمک دستیارش، جلوی این جنایت را میگیرد.
نویسنده:
ژرژ سیمنون، با نام اصلی ژرژ ژوزف کریستین سیمنون، متولد سال 1903 و درگذشتهی سال 1989 است. از سیمنون که بهسبب نوشتن رمانهای پلیسی شناخته میشود، نزدیک به 500 رمان و شمار بسیاری آثار کوتاه منتشر شده است.
ژرژ سیمنون در 13 فوریهی 1903 در شهر لیژ بلژیک به دنیا آمد. پدرش، دزیره، در یک شرکت بیمه حسابدار بود. ژرژ در سالهای 1908 تا 1914 در مدرسهی سن آندره درس خواند و با آغاز جنگ جهانی اول، به کالج سن لویی رفت.
در 1919 بهواسطهی آشنایی عمویش با سردبیر روزنامهی لیژ، سه سال به عنوان خبرنگار محلی در آن روزنامه مشغول به کار شد. او در این روزنامه صاحب ستونی به نام سگهای ولگرد بود. این کار به او امکان داد با گروههای و طبقات مختلف مردم از جمله افرادی که در هتلهای ارزانقیمت اقامت داشتند، وقتشان در مِیکَدهها سپری میشد و گهگاه گذارشان به اداره پلیس میافتاد، سروکار پیدا کند و با منش و رفتار آنها به خوبی آشنا شود. این آشنایی زمانی که بعدها نویسندگی حرفه اصلی ژرژ شد، بسیار به کار آمد. این کار به همراه خواندن داستانهای پلیسی، سرشت نویسندگی او را رقم میزد.
ژرژ بعد از پایان سربازی، با کمک پدرش، با یک نویسنده سوئیسی-فرانسوی به نام بینه-والمردر پاریس آشنا شد و به عنوان منشی، به استخدام او درآمد. در هنگام کار، بینه-والمر او را به مارکی دوتراسی معرفی کرد که یک ثروتمند فرانسوی با املاک بسیار در کشورهای دیگر بود. سیمنون برای اداره امور مارکی دوتراسی به عنوان منشی او استخدام شد و از این راه با چگونگی زندگی ثروتمندان آشنا شد؛ اما بعد از مدت کوتاهی این کار را رها کرد و به پاریس برگشت.
بعد از بازگشت به پاریس، در یک نشریهی طنز مشغول به کار شد. اما بعد از مدت کوتاهی این نشریه ورشکسته و تعطیل شد. بعد از آن با اوژن مورل، روزنامهنگار و سردبیر پرتیراژترین نشریهی طنز آن زمان فرانسه آشنا شد. اوژن مورل، سیمنون را به نوشتن رمانهای عامهپسند تشویق کرد. نخستین رمان سیمنون با نام رمان یک تایپیست در سال 1924 میلادی منتشر شد. سیمنون در آن دوران سفرهای زیادی به دیگر جاهای اروپا داشت. این تجریبات، از ژرژ سیمنون نویسندهای ماهر و کارکشته ساخت.
سیمنون یکی از پرکارترین نویسندگان زمان خود بود. او عادت داشت ساعت چهار صبح از خواب بیدار شود و شروع به نوشتن کند. این کار را تا ظهر ادامه میداد و بقیهی روز را استراحت میکرد. به این ترتیب میتوانست در هر روز 60 تا 80 صفحه مطلب بنویسد. رمانهای ژرژ سیمنون آمیزهای از پرداخت استادانه و کالبدشکافی هوشمندانه روان انسانهاست. او ترسها، عقدههای روانی، گرایشهای ذهنی، و وابستگیهایی را توصیف میکند که در زیر نقاب زندگی معمولی و یکنواخت روزمره پنهان هستند و ناگهان با انفجاری غیرمنتظره به خشونت و جنایت منجر میشود. منتقدان ادبی، ژرژ سیمنون را صدای اکثریت خاموش و نابغه ادبی میدانند.
کتاب:
Author:Georges Simenon
Originally published:1933
Genres:Crime Fiction ، Detective Novel ، Psychological Drama
نویسنده:
ژرژ سیمنون، با نام اصلی ژرژ ژوزف کریستین سیمنون، متولد سال 1903 و درگذشتهی سال 1989 است. از سیمنون که بهسبب نوشتن رمانهای پلیسی شناخته میشود، نزدیک به 500 رمان و شمار بسیاری آثار کوتاه منتشر شده است.
ژرژ سیمنون در 13 فوریهی 1903 در شهر لیژ بلژیک به دنیا آمد. پدرش، دزیره، در یک شرکت بیمه حسابدار بود. ژرژ در سالهای 1908 تا 1914 در مدرسهی سن آندره درس خواند و با آغاز جنگ جهانی اول، به کالج سن لویی رفت.
در 1919 بهواسطهی آشنایی عمویش با سردبیر روزنامهی لیژ، سه سال به عنوان خبرنگار محلی در آن روزنامه مشغول به کار شد. او در این روزنامه صاحب ستونی به نام سگهای ولگرد بود. این کار به او امکان داد با گروههای و طبقات مختلف مردم از جمله افرادی که در هتلهای ارزانقیمت اقامت داشتند، وقتشان در مِیکَدهها سپری میشد و گهگاه گذارشان به اداره پلیس میافتاد، سروکار پیدا کند و با منش و رفتار آنها به خوبی آشنا شود. این آشنایی زمانی که بعدها نویسندگی حرفه اصلی ژرژ شد، بسیار به کار آمد. این کار به همراه خواندن داستانهای پلیسی، سرشت نویسندگی او را رقم میزد.
ژرژ بعد از پایان سربازی، با کمک پدرش، با یک نویسنده سوئیسی-فرانسوی به نام بینه-والمردر پاریس آشنا شد و به عنوان منشی، به استخدام او درآمد. در هنگام کار، بینه-والمر او را به مارکی دوتراسی معرفی کرد که یک ثروتمند فرانسوی با املاک بسیار در کشورهای دیگر بود. سیمنون برای اداره امور مارکی دوتراسی به عنوان منشی او استخدام شد و از این راه با چگونگی زندگی ثروتمندان آشنا شد؛ اما بعد از مدت کوتاهی این کار را رها کرد و به پاریس برگشت.
بعد از بازگشت به پاریس، در یک نشریهی طنز مشغول به کار شد. اما بعد از مدت کوتاهی این نشریه ورشکسته و تعطیل شد. بعد از آن با اوژن مورل، روزنامهنگار و سردبیر پرتیراژترین نشریهی طنز آن زمان فرانسه آشنا شد. اوژن مورل، سیمنون را به نوشتن رمانهای عامهپسند تشویق کرد. نخستین رمان سیمنون با نام رمان یک تایپیست در سال 1924 میلادی منتشر شد. سیمنون در آن دوران سفرهای زیادی به دیگر جاهای اروپا داشت. این تجریبات، از ژرژ سیمنون نویسندهای ماهر و کارکشته ساخت.
سیمنون یکی از پرکارترین نویسندگان زمان خود بود. او عادت داشت ساعت چهار صبح از خواب بیدار شود و شروع به نوشتن کند. این کار را تا ظهر ادامه میداد و بقیهی روز را استراحت میکرد. به این ترتیب میتوانست در هر روز 60 تا 80 صفحه مطلب بنویسد. رمانهای ژرژ سیمنون آمیزهای از پرداخت استادانه و کالبدشکافی هوشمندانه روان انسانهاست. او ترسها، عقدههای روانی، گرایشهای ذهنی، و وابستگیهایی را توصیف میکند که در زیر نقاب زندگی معمولی و یکنواخت روزمره پنهان هستند و ناگهان با انفجاری غیرمنتظره به خشونت و جنایت منجر میشود. منتقدان ادبی، ژرژ سیمنون را صدای اکثریت خاموش و نابغه ادبی میدانند.
کتاب:
Author:Georges Simenon
Originally published:1933
Genres:Crime Fiction ، Detective Novel ، Psychological Drama
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
فصل ها
-
عنوانزماندریافتتعداد پخش
تصاویر
از همین نویسنده
از همین گوینده
-
-
ماجراهای خانواده بایرامی-فصل چهارم-ساده اما شیک (جلد دوم)
-
-
ماجراهای خانواده بایرامی-فصل چهارم-ساده اما شیک (جلد اول)
-
-
-
-
-
-


نظری ثبت نشده است