display result search
منو
بدرود

بدرود

  • 9 قطعه
  • 104 دقیقه مدت کتاب
  • 1996 دریافت شده
نویسنده: انوره دو بالزاک
راوی: بهروز رضوی
قالب: روایی
دسته‌بندی: کتاب گویا
مارکی آلبون و سرهنگ فیلیپ برای شکار به جنگل «لی لا دام» می‌روند تا شکاری بزنند. آن دو گذارشان به صومعه‌ای متروک و غمزده می‌افتد و با نهایت شگفتی زنی را مشاهده می‌کنند که روزگاری کنتسی متشخص و برازنده بوده است....

زمان لشکرکشی ارتش فرانسه به رهبری «ناپلئون بناپارت» به روسیه است. پس از سال‌ها گذر از زمان جنگ، دو هم‌رزم قدیمی با خانه‌ای کهنه مواجه می‌شوند که در حال ویرانی است و زنی را آن‌جا می‌بینند که مانند سرخ پوستان است و در روز حمله ناپلئون، بنابه ماموریت همسر خویش، همراه وی جزو معدود افرادی بوده است که توانسته با عبور از رودخانه شوم، منطقه را ترک کند؛ اما پیش از آن با مهری دوجانبه، دل در گرو عشق افسری نهاد که در حین عبور، به اشتباه تصور کرد وی نیز در هیاهوی تخریب پل غرق شده است، اما سرنوشت این دو دل‌داده ـ کنتس و یکی از دو هم‌رزم ـ را در وضعیتی بسیار نامناسب و بحرانی مقابل یکدیگر قرار می‌دهد...

*«انوره دو بالزاک» را پیشوای مکتب رئالیسم در ادبیات اروپا می‌دانند. او در 20 می سال 1799 میلادی در خانواده‌ای متوسط در شهر تور فرانسه به دنیا آمد. در هشت‌سالگی به مدرسه‌ای شبانه‌روزی فرستاده شد، اما در سال 1813 مدرسه را ترک کرد و سال بعد همراه با خانواده راهی پاریس شد. او سال 1819 در رشته‌ حقوق تحصیلات خود را به پایان رساند،‌ اما با وجود خواست خانواده تصمیم گرفت وارد دنیای ادبیات شود. بالزاک در ابتدای راه تحت‌تاثیر «والتر اسکات» شروع به نوشتن رمان‌های تاریخی کرد؛ آثاری که خود بعدها از آن‌ها به عنوان «مزخرف‌های ادبی» یاد کرد.
آثار این نویسنده‌ برجسته، آیینه‌ای از جامعه‌ فرانسه‌ روزگار اوست. او افراد هر طبقه‌ اجتماعی، از اشراف فرهیخته تا دهقانان عامی را در «کمدی انسانی» خود جای می‌دهد و جنبه‌های گوناگون شخصیتی آنان را به معرض نمایش می‌گذارد. بهره‌گیری او از روش ایجاد پیوند میان شخصیت‌ها و تکرار حضور آنها در داستان‌های مختلف موجب می‌شود تا در گسترش روان‌شناسی شخصیت‌های منفرد موفق باشد.
بالزاک که به‌دلیل صرف ساعت‌های طولانی برای نویسندگی همیشه از اختلال‌های سلامتی رنج می‌برد، سرانجام در سال 1850 در سن 51 سالگی، زمانی که تنها پنج ماه از ازدواجش با زن مورد علاقه‌اش می‌گذشت، بدرود حیات گفت.
مادر بالزاک تنها فردی بود که در زمان مرگ در کنارش بود. او همان روز با «ویکتور هوگو» دیداری داشت. گفته می‌شود تمام نویسندگان پاریسی در مراسم تدفین بالزاک شرکت کردند.

از ایرانصدا بشنوید

داستانی شنیدنی ست .

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا