display result search
منو
درنگ

درنگ

  • 17 قطعه
  • 330 دقیقه مدت کتاب
  • 4334 دریافت شده
نویسنده: شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی
کارگردان:
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
داستان‌های مجموعه نمایشی «درنگ» برگرفته از حکایت‌های ادبیات کهن فارسی نظیر «جوامع‌ الحکایات» و «گلستان سعدی» است.

«فرق جابر و جلیل»: وزیر و ملک درحال گفت‌وگو و لذت بردن در دشتی سرسبز هستند. در این حال ملک متوجه مردی می‌شود که وزیر او را می‌راند. وزیر می‌گوید: او یکی از چاکران درگاه ملک است که بر قاطری لنگ همواره آنها را تعقیب می‌کند و خواستار دیدار ملک است. ملک او را می‌پذیرد. او جمله‌هایی در مدح و ثنای امیر می‌گوید و وقتی امیر او را مرخص می‌کند، وی از امیر طلب سکه‌ای می‌کند. امیر به او سکه‌ای می‌دهد و وی می‌رود. در این حال جوانی که برای شستن دستانش در کنار جوی آب آمده بود، سلامی به امیر و وزیرش می‌کند. امیر ناراحت می‌شود که چرا آن جوان امیر را نشناخته و تعظیم و تکریمی نکرده است. وزیر پیش می‌رود و از جوان علت را جویا می‌شود. جوان می‌گوید به امیر بگو توقع خدمت از کسی دار که توقع نعمت از تو داشته باشد. من دست بر زانوی خود دارم و چشم امید به رحمت خداوند.

«شاگرد و معلم»: «استاد نعیم» به «حبیب» می‌گوید: تو با من پنجه در پنجه می‌شوی؟ در این حال «شعبان» یکی از شاگردان زیر لب چیزی می‌گوید و استاد نعیم و حبیب می‌شنوند. حبیب عصبانی می‌شود و می‌گوید که شاگردان دیگر مدام پشت سر آنها می‌گویند که استاد نعیم، مهر تنها بر یکی از شاگردان (یعنی حبیب) دارد و هر فنی را که در کشتی بلد است، فقط به او می‌آموزد و می‌خواهد او را جانشین خود کند. بنابراین او تصمیم می‌گیرد از استادش جدا شود تا از این رنج خلاص گردد. استاد با او مخالفت می‌کند، ولی حبیب نمی‌پذیرد و می‌رود. حبیب به نزد امیر می‌رود و از او می‌خواهد تا در میدان شهر زورآزمایی به پا کنند تا او با استاد پنجه در پنجه اندازد و اگر فاتح شود، کمربند پهلوانی شهر را به او دهند. امیر می‌پذیرد.
در میدان نبرد استاد نعیم حبیب را بر زمین می‌کوبد. او اعتراض می‌کند که چرا این فن را به من نیاموخته بودی؟ استاد می‌گوید: من سیصد و نود و نه فن به تو آموختم جز این یکی؛ که حکما گفته‌اند: دوست را چنان قدرت مده که اگر دشمن گردد، بر تو غالب شود.

و دیگر حکایت‌های پندآموز و حکمت‌آموز که شنیدنی است ...

از ایرانصدا بشنوید

کتاب «جوامع الحکایات و لوامع الروایات» (به معنی گردآورده‌ای از داستان‌ها و درخشش‌هایی از بازگفته‌ها) اثر «محمد عوفی» مجموعه‌ای از داستان‌های تاریخی، اخلاقی و مذهبی است که گوشه‌ای از تاریخ تمدن و ادبیات جهان اسلام و ایران را در قرن هفتم هجری به تصویر می‌کشد. همچنین کتاب «گلستان» نوشته «سعدی شیرازی» نیز یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های نثر مسجع(آهنگین) در ادبیات فارسی است که شامل مجموعه‌ای از حکایت‌های مستقل، اندرزنامه‌ها و جمله‌های قصار است. کتاب گلستان را می‌توان گزارش سعدی از اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه زمان خود (قرن هفتم هجری) دانست. حال از شما دعوت می‌کنیم تا در این مجموعه سه جلدی، شنونده اقتباس نمایشی یکصد حکایت برگزیده از این دو کتاب باشید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • عالی موفق باشید ......😴
  • عالی بودن تکراری نبودن
  • هر سه جلد رو گوش کردم عالی بود برام عجیب بود که هیچ کدوم از حکایتهارو نشنیده بودم جالب بود که خسته کننده هم نبود ممنون از زحمتی که کشیدید
  • سلام من تازه شما را پیدا کردم و بسیار خوشحال شدم که چنین برنامه های خوبی هم هست امیدوار کیفت و کمیت این کار ارزشمند اینقدر بالا باشد که درجهت بالا بردن سطح فرهنگ کتاب خوانی و ارتقا فرهنگ عمومی تاثیر گذار باشد برای شما ارزوی موفقیت و بهروزی دارم رضایی
  • دستتون دردنکنه.جلد دوم واولو دانلود کردم مثله هم بود
  • زنده باد وممنون از اینکه به پیشنهاد مخاطبین اهمیت میدهید تشکر فراوان وخداقوت

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا