display result search
منو
سقای تشنه لب

سقای تشنه لب

  • 4 قطعه
  • 19 دقیقه مدت کتاب
  • 448 دریافت شده
روز دهم محرم بود. لحظات پر تب‌وتابی بود و همه در کربلا تشنه بودند. امام حسین (ع) رو به برادرش عباس (ع) کرد و گفت به نزدیک فرات برود و برای بچه ها آب بیاورد.

عباس (ع) سراپا گوش بود و با مشکی در دست به سمت فرات به راه افتاد. در راه همه ی حواسش به اهل خیمه بود و سعی داشت هرچه زودتر خود را به کودکان برساند. به فرات رسید. دست برد تا کمی آب بنوشد، اما با یادآوری تشنگی کودکان، نتوانست. پس مشک را پر کرد و به سوی خیمه به راه افتاد؛ اما هنوز کمی دور نشده بود که ....

****
از شما مخاطبین محترم به علت کیفیت پایین پوزش می خواهیم.

از ایرانصدا بشنوید

وعده‌ای داده‌ای و راهی دریا شده‌ای خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای / آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای / مانده ام با تن پاشیده ات آخر چه کنم؟‌ ای علمدار حرم مثل معما شده‌ای

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

کتاب گویا