منو
غرور جوانی

غرور جوانی

  • 4 قطعه
  • 23 دقیقه مدت کتاب
  • 8223 دریافت شده
نویسنده: محمد میرکیانی
راوی: محمدرضا سرشار
قالب: روایی
دسته‌بندی: کتاب گویا
در سال‌های خیلی دور، جوان مشت‌زنی بود که به خاطر قدرت زیاد بسیار به خود می بالید و دچار غرور شده بود.

از ایرانصدا بشنوید

آوازه ی قدرت او همه‌ جا پیچیده بود و او به جای کار کردن و کسب درآمد، با زورگویی امور خود را می‌گذراند. پدرش مدام او را نصیحت می کرد، اما او توجهی نداشت.
یک روز به پدرش گفت می‌خواهد به سفری دور برود و جهان را ببیند. پدرش گفت تو به جز زورگویی چیز دیگری بلد نیستی و این سفر نیاز به پول و سواد نیز دارد. اما پسر با زورگویی مقداری پول از پدرش گرفت و راهی شد. خیلی زود پول‌هایش تمام شد و برای سوار شدن به کشتی، هیچ پولی نداشت. تصمیم گرفت ناخدا را فریب بدهد. او گفت من به جای پول، اجناس گران‌بهایی دارم که بعد از سوار شدن آنها را به تو خواهم داد. ناخدا او را سوار کرد، اما خیلی زود متوجه شد که آن مرد به او دروغ گفته است. ناخدا بعد از چند روز، با فریب او را در دریا جا گذاشت و رفت....

برای دانستن ادامه‌ی داستان این کتاب را بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    این صدا عالی بود
  • کاربر مهمان
    عجب صدای دلنشین واارام بخشی.بسیارعالی
  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    صذای بسیار خوب ودلنشینیه
  • کاربر مهمان
    خوبه
  • کاربر مهمان
    خیلی هم خوب
  • کاربر مهمان
    صدا عالی! داستان مسخره!
  • کاربر مهمان
    جناب آقای محمد رضا سرشار ممنون . شنیدن صدای مخملی شما نه تنها گوش رو نوازش میده بلکه ما رو یاد قصه های ظهر جمعه که نوستالژی بچه گی هامون بود می اندازه. همیشه سلامت باشید.
  • کاربر مهمان
    لطفا از قصه های ظهر جمعه که با صدای زیبای آقای سرشار پخش میشد برامون قصه بگذارید. تشکر
  • کاربر مهمان
    قصه خیلی خوبه و صدای آقای سرشار عالیه👌 لطفا قصه های بیشتری از آقای سرشار بگذارید با تشکر
  • کاربر مهمان
    عالی و خیلی ممنون از راوی

تصاویر

از همین گوینده

کتاب گویا