display result search
منو
خاکسپاری آقای بووه

خاکسپاری آقای بووه

  • 9 قطعه
  • 169 دقیقه مدت کتاب
  • 7558 دریافت شده
نویسنده: ژرژ سیمنون
کارگردان: صدرالدین شجره
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
مردی مسن ناگهان مقابل یک کتاب‌فروشی می‌میرد. هیچ‌کس نمی‌داند «آقای بووه» واقعاً کیست!؟ چرا این مرد عجیب و غریب از زندگی پرزرق و برق خود دست کشیده و در پوشش یک بازنشسته ساده و گمنام درآمده است؟

با مرگ ناگهانی «آقای بووه» و چاپ عکس او در روزنامه، پلیس به دنبال هویت و شخصیت واقعی اوست. «خانم مارش» به اداره پلیس مراجعه و با مدارک ثابت می‌کند که او «ساموئل مارش»، صاحب معدن طلا و همسر اوست که سال‌ها پیش او را ترک کرده است.
پلیس از اهالی ساختمان برای شناخت آقای بووه بازجویی می‌کند. خانم سرایدار یک شب متوجه می‌شود که فردی ناشناس وارد منزل بووه شده است و بی‌درنگ به پلیس خبر می‌دهد. «بازرس لوکا» در بررسی‌های خود می‌فهمد که ناشناس به دنبال چیز خاصی می‌گشته است؛ چون سکه‌های طلای آقای بووه دست نخورده بودند.
ماجرا به حایی می‌رسد که هیچ‌کس نمی‌داند آقای بووه واقعاً چه کسی است؟ او با وجود ثروت کلانش، در خانه‌ای ساده و به طور ناشناس و با نامی مستعار زندگی می‌کرده است.
«کاستمانس»، شریک تجاری آقای بووه، از زندگی و رفتار خاص و مشکوک او در کنگو برای پلیس تعریف می‌کند. «بازرس بوپر» هم در تحقیق میدانی به منزل «خانم لِر» می‌رسد و بعد از صحبت با او می‌فهمد که آقای بووه برادر اوست، با نام واقعی «گاستون لامرو». خانم لِر برای رئیس پلیس از رفتار دوران کودکی و نوجوانی برادرش صحبت می‌کند و اختلاف او با پدرش را سبب غیبت ناگهانی برادرش در آن سال‌ها می‌داند.
«بازرس لوکا» در بررسی‌ و بازجویی دوباره از اهالی ساختمان و مطالعه پرونده به دنبال این جواب است که چرا آقای بووه از زندگی پر زرق و برق خود گذشته و به زندگی پر رمز و راز یک شخصیت بازنشسته و گمنام پناه برده است؟
یک روز خبری از پزشکی قانونی به دست پلیس می‌‌‌رسد؛ این که: اثر انگشت آقای بووه با یک اثر انگشت روی آلت قتاله‌ای در سال‌های گذشته، همخوانی دارد؛ پرونده‌ای که آن زمان مختومه اعلام شده بود. سلاح سرد مربوط به قتل فردی است که دائم‌الخمر بوده و «مانچلی» نام داشته است.
در همین زمان خانم لِر به منزل برادرش می‌رود و با گذشته و نحوه زندگی او آشنا می‌شود. خانم سرایدار از خاطرات دوران جنگ جهانی و غیبت ناگهانی آقای بووه خبر می‌دهد و این که در زمان غیبتش آلمانی‌ها چندین بار به منزل او رفت و آمد کرده‌ و به جست‌وجو پرداخته بودند.
بازرس بوپر سراغ زنی را می‌گیرد که روز اول خبر فوت بووه، برای او گل برده بود. متوجه می‌شود که «خانم بلانش» نامزد آقای بووه بوده که حالا در فقر و تنگدستی زندگی می‌کند و او هم می‌گوید که بووه در سال‌های جوانی، او را ناگهان ترک کرده و با دیدن عکس او در روزنامه او را شناخته است. در بازجویی بازرس لوکا، خانم بلانش اعتراف می‌کند که مانچلی، همسر سابق او، باعث آزارشان می‌شده و او هم برخی از جلوه‌های شخصیتی آقای بووه را برای پلیس بازگو می‌کند. بازپرس لوکا قصد دارد بفهمد که آیا بووه، مانچلی را به قتل رسانده؟

از ایرانصدا بشنوید

«خاکسپاری آقای بووه» قصه‌ای است سرشار از خرده روایت‌های معماگونه که پیچیدگی‌های رمان‌های جنایی و پلیسی نیز در تار و پود آن تنیده شده است؛ آن چنان که تا لحظه آخر هیچ‌کس نمی‌تواند پایان قصه را حدس بزند. از این رو پیشنهاد می‌کنیم هوش خود را برای پیش‌بینی رویدادهای داستان، در هنگام شنیدن این کتاب گویا بیازمایید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

3

محتوا و داستان

3

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • داستان جالب و پیچیده ای داشت.
  • از جناب آقای صدرالدین شجره و همه همکاران محترم ایشان بسیار ممنونم ، نمایشی با این چنین حجم بازیگر و داستان ، کار سخت و پرکاری است ، پیشنهاد میکنم ، اگر علاقمند داستان های فرانسوی خصوصا ژرژ سیمنون ، شنونده این نمایش باشید ، داستانی ساده ولی با پیچیدگی دراماتیکی ، جذاب و پلیسی ، موفق باشید ،
  • حقیقتش اصلا دوس نداشتم ، اوایل خیلی خوب بود ولی اخراش کلا هیچی
  • عالیییی
  • به نظرم قالب روایی که با صدای میکائیل شهرستانیِ ،بهتره و کتاب رو جذاب تر تعریف میکنه. البته این قالبم خوبه و براش زحمت کشیدن ،روح آقای صدرالدین شجره شاد... اون کتابم تو همین جا موجوده فقط اسمش خاکسپاری خالیه ،یعنی آقای بووه رو نداره ولی همینه ،فکر هم میکنم با توجه به داستان کتاب اسم اصلی همین خاکسپاریِ و پسوند نداره.

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا