- 8431
- 1000
- 1000
- 1000
دزد در خانه
مرجان وقتی به خانه میرسد، متوجه میشود کلیدش را جا گذاشته و مادرش نیز دیر به منزل بازمیگردد. او میخواهد سراغ کلیدساز برود؛ اما پسر همسایهشان سر میرسد و به او میگوید که میتواند در خانه را با سیخ یا سنجاق باز کند. در همین هنگام ...
از ایرانصدا بشنوید
مرجان وقتی به خانه میرسد، متوجه میشود کلیدش را جا گذاشته و مادرش نیز دیر به منزل بازمیگردد. او میخواهد سراغ کلیدساز برود؛ اما آرش، پسر همسایه، سرمیرسد و به او میگوید میتواند در خانه را با سیخ یا سنجاق باز کند. آرش در را به راحتی باز میکند. در این حین متوجه میشوند که بوی سوختگی از منزل طبقه سوم، که اهالی آن در خانه نیستند، به مشام میرسد. مرجان متوجه میشود که بو بیشتر شده است. او به منزل آرش می رود و از آنها کمک میخواهد. در همین وقت است که مادر آرش متوجه میشود او در خانه مرجان را بدون کلید باز کرده است. آنها میخواهند با آتش نشانی تماس بگیرند، ولی آرش میخواهد بدون کلید در خانه را باز کند که در همین هنگام، خانم عزت پور، ساکن خانه سر میرسد و میفهمد که غذای روی گاز سوخته است.
به این ترتیب همه همسایهها درمییابند که آرش میتواند قفل درها را با سنجاق باز کند و کم کم همه اهالی آپارتمان نگران میشوند. در این بین، یکی از همسایهها متوجه میشود که دزدی وارد منزل شده و در همه انباریها باز است. درنتیجه همسایهها به آرش مشکوک میشوند و بین آنها درگیری لفظی به وجود میآید و همدیگر را متهم میکنند. آرش هم از فشار تهمتهای همسایهها قصد خودکشی میکند. در همان موقع برادرش، آرمان، که به مرخصی سربازی آمده، مانع او میشود و ....
به این ترتیب همه همسایهها درمییابند که آرش میتواند قفل درها را با سنجاق باز کند و کم کم همه اهالی آپارتمان نگران میشوند. در این بین، یکی از همسایهها متوجه میشود که دزدی وارد منزل شده و در همه انباریها باز است. درنتیجه همسایهها به آرش مشکوک میشوند و بین آنها درگیری لفظی به وجود میآید و همدیگر را متهم میکنند. آرش هم از فشار تهمتهای همسایهها قصد خودکشی میکند. در همان موقع برادرش، آرمان، که به مرخصی سربازی آمده، مانع او میشود و ....
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان