display result search
منو
در واپسین دقیقه

در واپسین دقیقه

  • 9 قطعه
  • 115 دقیقه مدت کتاب
  • 1071 دریافت شده
راوی ماجرا، رونالد گِلاسر، می گوید:
من و دوستم انترن بخش اطفال بیمارستانی تحت سرپرستی دکتر «مَک میلان» بودیم. دکتر مک میلان تجربه ی بسیاری در طب داشت و توانسته بود کودکانی را از ناهنجاری های مزمن و حتی مرگ نجات دهد.

روزی کودکی به نام «مِری» را به بیمارستان ما آوردند. او وضعیت بسیار بدی داشت و به سرطان خون مبتلا بود. پدر و مادر کودک، آقا و خانم بِکهام، مرگ فرزند خود را پذیرفته بودند و او را به آنجا آورده بودند تا راحت تر بمیرد. در آن روزها موضوع بیماری مری در همه ی بیمارستان منتشر شده بود و همه از آن مطلع بودند. دکتر مک میلان تصمیم گرفت، با مسئولیت خودش، درمان مری را آغاز کند. حال مری تعریفی نداشت و بسیار ضعیف شده بود. تشنج، تب شدید و بی حالی، سردرد و حالاتی از این دست موجب می شد که خانواده اش از درمان او دلسرد و ناامید شوند؛ اما دکتر مک میلان به کار خود ادامه می داد.
روزها گذشت و حال مری رو به بهبودی گذاشت. او رفته رفته بهتر شد تا اینکه دوباره بی حال شد و سر دردهایش شروع شد. پدر مری با عصبانیت خواست تا دخترش را به خانه ببرد، اما دکتر مک میلان دوباره مخالفت کرد.
نمونه ی خون جدید مری نشان می داد که او به ذات الریه مبتلا شده است، پس درمان ها ادامه پیدا کرد. در همان حال پرستار به من خبر داد که مری به شدت تب کرده و از من خواست تا به ملاقات او بروم...

از ایرانصدا بشنوید

این داستان مستند بسیار شنیدنی است .

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

3

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

تصاویر

کتاب گویا