- 4754
- 1000
- 1000
- 1000
پند مادر
اسماعیل نوجوانی شر و شلوغ است که از سرِ بیکاری و برای تفریح، همسایهها را اذیت می کند. روزی سنگی به طرف سبد همسایه پرتاب میکند و ...
از ایرانصدا بشنوید
اسماعیل نوجوانی شر و شلوغ است که از سر بیکاری و برای تفریح، همسایهها را آزار میدهد. روزی سنگی به طرف سبد همسایه پرتاب میکند و تخممرغ های درون سبد را میشکند. همسایه به مادر اسماعیل شکایت میکند و مادر پساندازش را (که از کارکردن در خانه دیگران به دست آورده) بابت خسارت به همسایه میدهد.
مادر که از کارهای اسماعیل به ستوه آمده است، او را کتک میزند. اسماعیل ابراز پشیمانی میکند، اما مادرش او را به خانه راه نمیدهد.
اسماعیل که جایی ندارد، برای استراحت و سیرکردن شکمش، مخفیانه، به باغ حاج رحمان، در ده بالا، میرود. پیرمرد او را میبیند و اسم او و علت حضورش را میپرسد. اسماعیل ماجرا را برای حاج رحمان تعریف میکند. حاج رحمان هم به او اجازه میدهد که در ازای کمک در کشاورزی و نگهبانی، در مزرعه بماند. اسماعیل که سربهراه شده، پس از مدتی، تصمیم می گیرد به مادرش سر بزند و حال او را جویا شود.
حاج رحمان الاغش را به عنوان دستمزد، به اسماعیل میدهد تا برای مادرش ببرد. اسماعیل به دیدار مادرش میرود، اما مادر با دیدن الاغ تعجب میکند و حرفهای پسرش را باور نمیکند. بازهم اسماعیل را کتک میزند و دوباره او را از خانه بیرون میکند.
مادر که از کارهای اسماعیل به ستوه آمده است، او را کتک میزند. اسماعیل ابراز پشیمانی میکند، اما مادرش او را به خانه راه نمیدهد.
اسماعیل که جایی ندارد، برای استراحت و سیرکردن شکمش، مخفیانه، به باغ حاج رحمان، در ده بالا، میرود. پیرمرد او را میبیند و اسم او و علت حضورش را میپرسد. اسماعیل ماجرا را برای حاج رحمان تعریف میکند. حاج رحمان هم به او اجازه میدهد که در ازای کمک در کشاورزی و نگهبانی، در مزرعه بماند. اسماعیل که سربهراه شده، پس از مدتی، تصمیم می گیرد به مادرش سر بزند و حال او را جویا شود.
حاج رحمان الاغش را به عنوان دستمزد، به اسماعیل میدهد تا برای مادرش ببرد. اسماعیل به دیدار مادرش میرود، اما مادر با دیدن الاغ تعجب میکند و حرفهای پسرش را باور نمیکند. بازهم اسماعیل را کتک میزند و دوباره او را از خانه بیرون میکند.
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
فصل ها
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
-
-
-
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان