display result search
منو
فَترَت و فتوا

فَترَت و فتوا

  • 11 قطعه
  • 247 دقیقه مدت کتاب
  • 351 دریافت شده
نویسنده: داوود نقلانی
کارگردان: مجید همزه
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
سید محمدحسن حسینی شیرازی مشهور به «میرزای شیرازی» و میرزای مجدد، مرجع تقلید شیعه ایرانی و صاحب حکم تحریم تنباکو بود. پس از فوت مرتضی انصاری دزفولی در سال 1243، مرجعیت عامه شیعه به او منتقل شد ...

آنچه در جلد اول شنیدید:
میرزای شیرازی بعد از تحصیل علوم دینی در شیراز به اصفهان می رود و از آنجا راهی کربلا و نجف می شود. او در این سال ها مورد توجه علما و استادان برجسته ای است و خیلی زود مدارج فقهی و علمی را طی می کند، تا جایی که بعد از رحلت علمایی چون میرزای نجفی و شیخ انصاری، به مقام مرجعیت دینی می رسد و به عنوان عالمی بزرگ، آوازه اش در دنیای اسلام می پیچد...
در ادامه می شنویم که :
میرزای شیرازی، به دلیل شکایت زنی از اوضاع سامرا، به این شهر می رود و برای مدتی در آنجا می ماند و مسائل و مشکلات شیعه و سنی را سر و سامان می دهد. در سامرا، نامه ای از سوی میرزای آشتیانی از تهران دریافت می کند که دربردارنده ی اوضاع مملکتی و ماجرای ناصرالدین شاه و امیرکبیر است. او در این نامه به سفرهای شاه و هزینه های هنگفت آن و واگذاری امتیاز برخی امور ایران به انگلستان و ... اشاره می کند.
شخصی به نام حاج احمد آقا این نامه را به سامرا برده و مسائل را توضیح می دهد. کارشکنی ها و توطئه های انگستان و روسیه برای میرزا بسیار نگران کننده است. یکی از این قراردادهای ننگین، قرارداد واگذاری امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو ایران به یک شرکت انگلیسی است که ذهن میرزا را به خود مشغول می کند. جنبش های مردمی در سراسر ایران آغاز می شود و مردم به این قرارداد اعتراض می کنند. میرزا با شنیدن این اخبار، نامه ای به شاه و صدر اعظم می نویسد و خواستار لغو این قرارداد می شود. آنها شخصی را می فرستند که تا زمان رو به راه شدن اوضاع، میرزا را آرام کنند؛ چرا که ایران با لغو این قرارداد مجبور به پرداخت خسارت بسیاری است. میرزا که مخالفت شاه را می بیند، از او می خواهد که این موضوع را به دست روحانیت بسپارد تا قرارداد لغو شود. میرزا بعد از ارسال نامه ای به دربار، همه ی نکته ها را گوشزد می کند و وقتی خبری از دربار نمی شود، حکم تحریم توتون و تنباکو را اعلام می کند.
با رسیدن این حکم به مردم، آنها قلیان ها را می شکنند و با این فتوا همراه می شوند. درباریان به تکاپو افتاده و دوباره شخصی را به سامرا، نزد میرزا، می فرستند. آنها سعی می کنند حکم میرزا را که در قالب نامه ای به تهران فرستاده شده، از بین ببرند، اما میرزای آشتیانی مانع این کار می شود.
دربار با میرزای آشتیانی درگیر می شود و قصد تبعید او را دارد که مردم مانع این کار می شوند. بعد از این اتفاقات، شاه دستور لغو قرارداد را می دهد و آشتیانی را به خانه اش بر می گردانند. درباریان به خاطر دادن ضرر و زیان به کشور انگستان، با هم درگیر می شوند؛ درنهایت با خروج کمپانی انگستان از ایران، میرزای شیرازی حکم تحریم را برمی دارد و مردم به آسایش می رسند.
***
ایران در دوران حکومت سلسله قاجاریه یکی از اسفبارترین دوره های خود را می گذرانید. هر روز به یکی از دشمنان این مرز و بوم امتیاز تازه ای واگذار می شد و دست آنها برای سلطه بر این کشور گشوده تر می شد. گاه این امتیازها آنقدر ظالمانه و نابخردانه بود که از سوی دشمنان نیز «بخشیدن ایران توسط شاه» نام می گرفت. واگذاری امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو در داخل و خارج کشور به کمپانی ساختگی «رژی» یکی از این امتیاز بخشی ها بود. طرف اصلی این قرارداد دولت انگلیس بود که در پشت نقاب کمپانی رژی و شخصی به نام «ماژور تالبوت» مخفی شده بود. در آن زمان یک پنجم مردم ایران به کار کشت و زرع و خرید و فروش تنباکو مشغول بودند و واگذاری این امتیاز به منزله واگذاری حق حیات یک پنجم مردم ایران به انگلیس بود.
با توجه به اینکه به انگلیسی ها اجازه داده شده بود که با استخدام و وارد کردن افراد مسلح، همه راه ها را تحت نظر بگیرند و کالاها را بازرسی کنند، می توان به پیامدهای فاجعه انگیز و دردناک این قرارداد ننگین و ذلّت بار پی برد؛ به ویژه آنکه در هنگام اجرای آن، انگلیسی ها با وارد کردن دختران و زنان فاسد و برپایی جلسه ها و مراسم عفت ستیز، سعی در تزلزل باورهای مردم نیز داشتند. در حقیقت واگذاری امتیاز تنباکو فقط یک وابستگی اقتصادی نبود، بلکه یک هجمه ی فرهنگی و عقیدتی بر مرزهای ایمان و معنویت و خداباوری ایران اسلامی به شمار می رفت. توجه به همه جنبه های این حادثه تاریخی، توطئه ها و نقشه های از قبل طراحی شده استعمار را در قرن سیزدهم علیه ملت ایران بر ملا می سازد.
اولین عکس العمل این امتیاز استعماری، قیام مردم شیراز بود. رهبر آنان روحانی برجسته و مجاهد نستوه، مرحوم فال اسیری بود که آن قیام به تبعید ایشان و شهادت برخی از مردم منجر شد. در تبریز مردم مسلمان به رهبری آیت الله مجتهد تبریزی به پا خواسته و با تلگراف تندی به ناصرالدین شاه قاجار، اعتراض و خشم خود را منعکس کردند. مردم خراسان به پیروی از حاج شیخ محمد تقی بجنوردی و آیت الله سید حبیب مجتهد شهیدی و دیگر عالمان آن دیار علیه امتیاز تنباکو شورش و از ورود افراد کمپانی رژی به مشهد جلوگیری کردند. مردم اصفهان را آیت الله آقا نجفی و آیت الله محمد باقر فشارکی و آقا منیرالدین، علیه شاه و استعمارگران بسیج کردند.
در تهران آیت الله میرزا حسن آشتیانی و آیت الله شیخ فضل الله نوری ـ که هر دو از شاگردان برجسته میرزای شیرازی بودند ـ رهبری خیزش مردمی را به دست گرفتند و با اشاره های میرزای شیرازی، هجوم گسترده ای علیه شاه و هم دستانش آغاز کردند.
اما مرجع بزرگ شیعیان جهان در سامرا، آیت الله میرزای شیرازی، در دو نوبت با تلگراف به ناصرالدین شاه اعتراض خود را به واگذاری امتیاز تنباکو به عوامل بیگانه اعلام کرد و با شمردن مفاسد و پیامدهای ننگین این گونه امتیازات، از او خواست به جای اعتماد به بیگانگان اسلام ستیز و دشمنان قسم خورده ملت ایران، به مردم مسلمان تکیه کند و کشور را به خارجیان نفروشد. وی تمام راه های لازم را برای روشن کردن افکار دولتمردان ایران به فرجام ذلت آور این قرارداد طی کرد، ولی با کمال تأسف هیچ گونه پاسخ مثبتی دریافت نکرد. تا اینکه با تکیه بر نیروی مقتدر مرجعیت و با عنایت و فضل پروردگار، فتوای جاودانه خود را این گونه نگاشت: «الیوم استعمال توتون و تنباکو بِاَیِّ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله علیه است.»
این فتوای به ظاهر ساده و کوتاه، موج های آشفته را به طوفانی سهمگین تبدیل کرد و رژیم غفلت زده را در آستانه سقوط قرار داد. امواج آن، چنان سنگرهای دشمن را درنوردید که حتی شاه در خانه اش نیز از آن در امان نماند. هنگامی که ناصرالدین شاه در حرمسرای خود دستور آوردن قلیان را داد، هیچ کس اعتنا نکرد و چون از اتاق خود بیرون آمد، زنان را مشغول شکستن قلیان های سلطنتی دید. بعد از صدور فتوا، شاه و عوامل استعمار به تکاپو افتادند و به دنبال راه چاره ای گشتند. جلسه های متعدد و تهدیدهای بسیار و پیشنهاد رشوه و هدیه از طرف دربار به علما سودی نبخشید و آنان را به نادیده گرفتن فتوای مرجع تقلید وادار نکرد. بالاخره جمعیت مؤمن با اجتماع در مسجد بزرگ بازار تهران (مسجد امام) به طرف دربار حرکت کردند و عده ای در اثر تیراندازی عوامل شاه به شهادت رسیدند. قلیان ها شکسته شد و استعمال و خرید و فروش تنباکو و توتون با خطر مواجه شد و فشار بیش از حد ملت مسلمان ایران دولت ناصری را وادار به لغو قرارداد با کمپانی رژی کرد. به این ترتیب بود که نقشه گسترده استعمارگران انگلیس برای تسلط بر ایران، نقش بر آب شد و بار دیگر نقش مرجعیت در نجات ملت های مسلمان بر همگان آشکار گردید.

*دستمایه ی اولیه این کتاب گویا کتاب هایی چون : دشمن به زانو در آمد نوشته عبدالله متولی، جواهر الکلام اثر محمدحسن نجفی،

از ایرانصدا بشنوید

مروری بر زندگانی شخصیت های برجسته ای چون میرزای شیرازی می تواند تجربیات مفیدی در اختیار ما بگذارد. این کتاب بخشی از زندگانی این عالم بزرگ را در قالب کتابی گویا روایت می کند.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

5

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا