display result search
منو
و حتی یک کلمه هم نگفت

و حتی یک کلمه هم نگفت

  • 9 قطعه
  • 136 دقیقه مدت کتاب
  • 6265 دریافت شده
نویسنده: هاینریش بل
کارگردان: محسن علیخانی
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
این رمان شرایط پس از جنگ در اروپا را در زندگی عاشقانه زن و شوهری بسیار فقیر به تصویر می کشد. مرد که نمی تواند فضای خفقان آور فقر را در خانه تحمل کند، همسر و فرزندان خود را ترک کرده و زندگی در خیابان ها را پیشه می کند و...

مرد جوانی به نام «فرد بوگنر» شغلی در دبیرخانه کلیسا دارد، اما عایدات این شغل آن قدر کم است که او همراه با همسر و دو فرزندش در شرایط بسیار سختی در آلمان غربی پس از جنگ، زندگی می کنند.
فرد شش سال در زمان جنگ در جبهه نازی ها در منصب تلفنچی خدمت کرده و دوران جنگ و زندگی با فقر و بدبختی به قدری او را آزرده خاطر می کند که سرانجام خانواده اش را ترک می کند. او پس از آن همچنان به شغل خود ادامه می دهد و تمام حقوقش را برای خانواده خود می فرستد، ولی شب ها را در خیابان ها و یا به لطف دوستش در موتورخانه کارخانه ای می خوابد.
فرد و همسرش ماهی یک بار همدیگر را ملاقات می کنند، اما بچه ها از حضور در این دیدار محروم‌ اند و فکر می کنند که پدرشان مریض است. در همین اوضاع و احوال به هم ریخته، صاحبخانه نیز آنها را جواب می کند و دلیل این کار را حضور نداشتن خانواده در مراسم مذهبی کلیسا در روزهای یکشنبه عنوان می کند.
فرد که بنا به دلایلی از کلیسا و مراسم مذهبی روگردان است، به طور تصادفی با یک پدر روحانی در کافه ای ملاقات می کند و بعد متوجه می شود که همسرش نزد او اعتراف کرده است و ...

از ایرانصدا بشنوید

در این رمان ما با نویسنده ای روبرو هستیم که به طور توانمندی مسلط بر ابزارکار خود و فضای پیرامون خویش است و خود در جنگ جهانی دوم شرکت داشته و به درستی با تمام وجود خود درد ورنج این هیولای خون آشام را تجربه و با زخمهای آن همراه و دمساز شده است. واقع بینی هاینریش بل او را بر آن داشت تا با پیگیری اخلاقی و آسیب شناسانه و در کشاکشی عصیان وار و دائمی بین امید، ویأس ،علیه کلیسا و نقش مزورانه حاکمان فاسد و دلال سودجو به پا خیزد و پرده از نمایش خیرخواهانه آنان برگیرد و هویت اصلی آنها را بر ملا سازد.نویسنده، سرشت عاشقانه را می شناسد و دوران پس از جنگ را دورانی از عشق تهی می یابد و از آئینه به کرات می گوید و این چالش را برای خوانندگانش باقی می گذارد که هر بار به آئینه می نگرند به جنگ،به فقر و پیامدهایش بیندیشند.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • خدا بیامرزه
  • سلام عالی بود
  • داستان آموزنده و قشنگی بود از شنیدنش لذت بردم هرچند کاری رو که اون مرد برای فرار از سرافکندگی انجام داده بود رو نمیفهمیدم اما از پایان خوش داستان لذت بردم. (ر _قاین)
  • بی شک یکی از بهترین داستانهایی ک شنیدم، هانریش بل نویسنده بی همتاییست، ممنون از حسن انتخابتون 🙏🏻

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا