display result search
منو
پایان امید

پایان امید

  • 8 قطعه
  • 142 دقیقه مدت کتاب
  • 2395 دریافت شده
نویسنده: ونوس محسن زادگان
کارگردان: حمید منوچهری
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
محمد شایسته، سرگرد زبده‌ی دایره‌ی جنایی اداره آگاهی، درگیر یک پرونده‌ی سریالی قتل شده است. با وجود چند مقتول در این پرونده، هنوز سرگرد شایسته موفق به پیدا کردن سرنخ نشده است.

ازطرفی، زنی به نام «زهرا معتمد» به پلیس مراجعه می‌کند و خبر از گم‌شدن شوهرش به نام سعید ملکی می‌دهد.
دوست و همکار سرگرد شایسته به نام سرگرد «رضا ساداتی» مأمور پرونده‌ی سعید ملکی می‌شود.
رضا ساداتی خواستگار خواهر محمّد بوده است. ولی میترا، خواهر محمّد، دلبسته‌ی فردی به نام رامین شده که ادعا کرده استاد دانشگاه است (البته این فرد مورد تأیید محمد نیست)؛ چرا که آشنایی میترا و رامین از طریق اینترنت صورت گرفته است.
رامین میترا و محمد را به ناهار دعوت می‌کند. درخلال داستان، قتل دیگری رخ می‌دهد و ازسویی با بررسی‌های رضا ساداتی، مشخص می‌شود که فردی به نام سعید ملکی وجود خارجی ندارد.
از طرف دیگر «فتح الله نیازی» حجره‌دار ورشکسته که در دام بلای اعتیاد گرفتار شده است، برای نجات از دست طلبکارانش، قصد دارد دخترش «یاسمن» را به عقد یکی از طلبکارانش دربیاورد؛ این درحالی است که دخترش دلبسته‌ی مهندس جوانی به نام «کامران» است.
محمد شایسته همچنین درگیر پرونده‌ی قتل سریالی است. او که راضی به ازدواج خواهرش با رامین نیست، با میترا صحبت می‌کند؛ اما موفق به تغییر دادن نظر او نمی‌شود.
فرد دیگری قربانی عمل وحشیانه قاتل می‌شود: فتح‌الله نیازی نیز به قتل می‌رسد. محمد شایسته مستأصل شده است.
ازسویی درپی قتل مردی جوان و انجام تحقیقات مربوطه مشخص می‌شود این‌بار قتل به دست فرد دیگری صورت گرفته است. هویت مرد شناخته می‌شود: «بهنام صبوری» که به تازگی از زندان آزاد شده است. پزشکی قانونی اعلام می کند که بهنام توسط دو نفر از پا درآمده است.
محمد به دیدار خانواده‌ی بهنام می رود. والدین بهنام از قتلی می‌گویند که برادر دوقلوی بهنام در پی عشق آتشینش به آرزو مرتکب شده است.
بهنام و دوتن از دوستانش در این ماجرا شرکت داشتند.
در این میانه اتفاق عجیبی رخ می‌دهد. محمد عکسی از رامین دارد. او که همچنان به رامین مشکوک است، قصد دارد یکی از همکارانش را مأمور تحقیق درباره‌ی او کند.
رضا ساداتی عکس رامین را می‌بیند و با تعجب عنوان می‌کند که این عکس سعید ملکی، شوهر گمشده‌ی زهرا معتمد است؛ قضیه جالب می‌شود: شواهد امر نشان می‌دهد که رضا و محمد به نقطه‌ی مشترکی رسیده‌اند.
ازطرفی محمد به دیدار آرزو می‌رود. آرزو بعد از قتل نامزد سابقش (نادر)، به دست بهروز، با برادر او (نیما) ازدواج کرد. محمد به نیما و آرزو مشکوک می‌شود. ازسویی میترا به محمد خبر می‌دهد که...

از ایرانصدا بشنوید

داستان این کتاب گویا، سرشار از عبرت است برای کسانی که در زندگی برای پیشرفت و رسیدن به اهدافشان دست به هر کاری می زنند.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا