- 9761
- 1000
- 1000
- 1000
همشهری کین
با مرگ چارلز فاسترکین، روزنامهدار ثروتمند، معمایی طرح میشود؛ زیرا او قبل از مرگش تنها یک چیز میگوید: «غنچهی رز». این موضوع باعث میشود گزارشگری به نام تامسون به دنبال کشف این راز برود و از زندگی پرماجرای او پرده بردارد.
از ایرانصدا بشنوید
همشهری کین داستان زندگی مردیست به نام چارلز فاستر کین. مرد ثروتمندی که صاحب امپراطوری رسانه ای عظیمی است و از قدرت و نفوذ زیادی در ایالات متحده برخوردار است. آقای کین مرد قدرتمندی است و در پشت پرده ی سیاست روز حضور دارد.او این قدرت را نه به سبب انتخاب دمکراتیک مردم، بلکه با ابزار رسانه ای عظیمی که دارد بدست آورده و افکار عمومی را بوسیله ی روزنامه هایش تحت کنترل دارد اما تراژدی از زمانی آغاز می شود که آقای کین به سبب غرور و خودخواهی عظیمی که دارد شکست می خورد. شکست اول او زمانی است که رقیب انتخاباتی او داستان رابطه ی خصوصی او را با زنی به نام سوزان که یک خواننده ی بی استعداد اوپراست برای روزنامه ها فاش میکند و آقای کین در انتخابات فرمانداری شکست می خورد. شکست دوم هم زمانی برایش رخ می دهد که سوزان، در حالی که از خودخواهی های آقای کین و زندگی سرد و خاموش در قصر بزرگ زنادو خسته شده، آقای کین را ترک میکند. چیزی که این نمایش را به اثری خاص تبدیل میکند این است که قهرمان و ضد قهرمان هردو یک نفر و شخص آقای کین هستند و داستان شاید بیانگر روندی است که یک شخص باهوش و موفق را به یک دیکتاتور و در نهایت به یک شکست خورده تبدیل می کند.
*تهیهکننده فیلم مستند زندگی "کین" از گزارشگر تامسون میخواهد تا دربارهٔ زندگی و شخصیت کین تحقیق کند و به ویژه معنای کلمه آخر پیش از مرگش را کشف کند.
"فاستر کین" شخصیتی بسیار جنجالی بود و در بین آمریکاییها میلیونها طرفدار و مخالف داشت. او در جوانی ثروت عظیمی را به ارث برده بود، اما از بین آن همه ثروت و معادن برجامانده، تنها یک روزنامه ورشکسته را انتخاب کرد. در اداره روزنامه نیز شیوهای جدید و جنجالی در پیش گرفت و درنهایت ثروت فراوان و قدرت عظیم خود را به باد داد. پس از شکستهای پیدرپی در زندگی شخصی و کاری، سرانجام خود را به خلوت و تنهایی زانادو ( قصری که زمانی آن را برای همسرش ساخته بود) تبعید کرد و در آنجا پس از سالها عزلت در سال 1941 از دنیا رفت.
تامسون با دوستان و بستگان کین مصاحبه میکند و داستان کین در رشتهای از فلشبکها شکل میگیرد. ابتدا او به همسر دوم کین، سوزان الکساندر، مراجعه میکند؛ اما او حال مساعدی ندارد و حاضر به گفتوگو نمی شود....
گفتنی است در انتهای این کتاب گویا، علی جعفری فوتمی، نقدی از این فیلم ارائه میدهد.
*تهیهکننده فیلم مستند زندگی "کین" از گزارشگر تامسون میخواهد تا دربارهٔ زندگی و شخصیت کین تحقیق کند و به ویژه معنای کلمه آخر پیش از مرگش را کشف کند.
"فاستر کین" شخصیتی بسیار جنجالی بود و در بین آمریکاییها میلیونها طرفدار و مخالف داشت. او در جوانی ثروت عظیمی را به ارث برده بود، اما از بین آن همه ثروت و معادن برجامانده، تنها یک روزنامه ورشکسته را انتخاب کرد. در اداره روزنامه نیز شیوهای جدید و جنجالی در پیش گرفت و درنهایت ثروت فراوان و قدرت عظیم خود را به باد داد. پس از شکستهای پیدرپی در زندگی شخصی و کاری، سرانجام خود را به خلوت و تنهایی زانادو ( قصری که زمانی آن را برای همسرش ساخته بود) تبعید کرد و در آنجا پس از سالها عزلت در سال 1941 از دنیا رفت.
تامسون با دوستان و بستگان کین مصاحبه میکند و داستان کین در رشتهای از فلشبکها شکل میگیرد. ابتدا او به همسر دوم کین، سوزان الکساندر، مراجعه میکند؛ اما او حال مساعدی ندارد و حاضر به گفتوگو نمی شود....
گفتنی است در انتهای این کتاب گویا، علی جعفری فوتمی، نقدی از این فیلم ارائه میدهد.
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
فصل ها
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
-
-
-
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان