منو
کاروان اسیران

کاروان اسیران

  • 4 قطعه
  • 27 دقیقه مدت کتاب
  • 194 دریافت شده
در سال 61 هجری «خولی‌‌‌بن‌‌‌یزید» از جانب «عمر‌‌بن‌‌‌سعد» مأموریت یافت تا سرِ مبارک امام حسین(علیه‌السلام) را از کربلا به کوفه ببرد و به دست امیر کوفه، یعنی عبیدالله‌‌‌بن‌‌‌زیاد، برساند.

«خولی» و سوارانش مأموریت دارند که خودشان را به دارالحکومه برسانند و خبر پیروزی در جنگ را به «عبیدالله بن زیاد» برسانند. در ضمن، خولی ارمغانی گران‌قدر و مهم برای ابن‌زیاد دارد و آن چیزی نیست جز سر مبارک «امام حسین (علیه‌السلام)». بعد از توقفی کوتاه و غروب خورشید، به سمت دارالحکومه می‌روند و با ممانعت نگهبانان مواجه می‌شوند....

****شنونده گرامی، پیشاپیش از کیفیت پایین و اشکالات جزئی برخی از بخش‌های نمایش پوزش می‌طلبیم.****

از ایرانصدا بشنوید

آن‌‌هنگام که خولی به‌‌ناچار سر بریده‌ی «امام حسین (علیه‌السلام)» را به خانه برد، تا در فرصت مناسب به کاخ «عبیدالله بن زیاد» ببرد، همسرش متوجه شد و به او گفت: وای بر تو! مردم طلا و نقره به خانه‌هاشان می‌برند و تو سر فرزندِ رسول خدا(ص) را به خانه آورده‌ای!؟

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

آسیب ها

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    نظری ثبت نشده است

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا