منو
تو، من، دنیا

تو، من، دنیا

  • 9 قطعه
  • 151 دقیقه مدت کتاب
  • 1533 دریافت شده
نویسنده: شهلا دباغی
کارگردان: فریدون محرابی
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کتاب گویا
«اسد» و «نصرت» شاگرد قهوه‌‌خانه‌‌ی «باباعلی» در جاده‌‌ی کرج هستند. نصرت دور از چشم باباعلی، کارهایی انجام می‌‌دهد که باعث خشم و عصبانیت او می‌‌شود. اما اسد، برخلاف نصرت، جوانی سربه‌‌راه و مؤمن است.

اسد قصد دارد با «لاله»، دختر قهوه‌چی، ازدواج کند. از طرفی تنها پسر قهوه‌چی که در قم طلبه است، در جنبش اعتراض علما به فعالیت‌‌های شاه، با آنها همراه می‌‌شود و در حمله‌‌‌ی مأموران شاه به فیضیه گلوله می‌‌خورد و با کمک دوست و هم حجره‌‌‌ای خود «علی احمد» از دست مأموران فرار می‌‌‌کند و به باباعلی پناه می‌‌‌برد.
در ادامه، یک نفر جای علی را لو می‌‌‌دهد و او به دست مأموران گرفتار می‌‌شود.
اما ماجرای دیگری که در این میان پیش می‌آید، داستان «ایوب‌‌‌خان» است. دختر ایوب‌‌‌خان، رعنا، مچ یکی از خدمه را هنگام سرقت از انبار می‌گیرد، اما جمشید (دزد انبار) می‌‌گوید که فریب نصرت را خورده است و به خواسته‌‌ی او دست به دزدی زده است.
ولی ایوب‌‌خان چگونه از اشتباه نصرت چشم‌‌پوشی می‌‌‌کند؟

از ایرانصدا بشنوید

حسّ غریبی بود. عشق خودنمایی می‌‌‌کرد. اقاقیا به استقبال آمده و آفتاب‌‌گردان صورت خود را به خورشید سپرده بود. اسیرانی از هر نوع، حتّی توبه‌‌‌‌کار، درمیان آنها پیدا می‌‌‌شد.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • بسیار عالی .....
  • عالی بود...سمیه
  • چرا ادامه مطالب من رو حذف کردید و نصف کمترش رو نمایش دادید؟؟؟؟
  • واقعا عالیست
  • خوب این کجاش یک داستان بود، نه حادثه‌ای بود نه آموزنده، نه تخیلی نه نه عاشقانه، مثل یک بخش از روزنامه که مورد قیمت میوه و تره‌بار مطلب نوشته اونم توسط یک نویسنده آماتور،
  • خوبه 💔

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا