منو
تاریخ تئاتر جهان در یک ربع

تاریخ تئاتر جهان در یک ربع

  • 7 قطعه
  • 124 دقیقه مدت کتاب
  • 657 دریافت شده
نویسنده: زینب آرمند
کارگردان: میکائیل شهرستانی
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کتاب گویا
سهراب و نگار، زن و شوهر جوانی‌اند که هر دو دانشجوی تئاتر هستند و با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رویند. ازجمله اینکه در آستانه‌ی امتحانات پایان ترم و تمرینات پایان‌نامه، پدر و مادر سهراب از شهرستان برای دیدن آنها می‌آیند.

سهراب به دروغ به پدرش گفته است که در رشته ی اقتصاد تحصیل می‌کند، از این‌رو جرأت ندارد در حضور آنها تمرین کند. ازطرفی، آنها هیچ فضای دیگری برای تمرین ندارند.
سهراب تصمیم می‌گیرد پدر و مادرش را با دایی مالک، که سال‌ها با هم قهرند، آشتی دهد؛ بلکه شاید آنها چند روزی به خانه‌ی دایی مالک بروند و سهراب و نگار نیز با آرامش به تمرینات پایان‌نامه بپردازند.
از طرف دیگر، خانم والازاده، صاحبخانه‌ی سهراب و نگار، زن سختگیر و بداخلاقی است و مرتبا با آنها درگیر می‌شود. آنها چندماهی است که اجاره خانه را پرداخت نکرده اند و قراردادشان با صاحبخانه نیز پایان یافته است.
سهراب نقشه می‌کشد که خانم والازاده را که تنها زندگی می‌کند، با دایی مالک آشنا کند و به این شکل هر دوی آنها را از تنهایی درآورد و شرایط را به نفع خودش تغییر دهد.
یک روز صبح که قرار است طبق معمول، سهراب خانم والازاده را به دکتر ببرد، طبق نقشه ای که از قبل طراحی کرده وانمود می کند که دزد لاستیک های ماشینش را برده است، و او از دایی مالک می خواهد که زحمت این کار را به عهده بگیرد و خانم والازاده را به مطب دکتر برساند.
جالب اینجاست که همه‌ی نقشه‌هایی که سهراب و نگار می‌کشند، نقش بر آب می‌شود و مسائل از آنچه هست، پیچیده‌تر می‌شود، مثلاً به‌جای اینکه رابطه‌ی مادر و دایی‌اش، بهتر شود، دعوای آنها بیشتر بالا می گیرد و شرایط وخیم‌تر از آن است که بتوان توصیف کرد تا اینکه ...

از ایرانصدا بشنوید

تئاتر در میان هنرها، جایگاهی ویژه دارد. آن که شاهکاری می آفریند، آن که آن را بازی می کند، گویی زندگی را بازی کرده و به تصویر می کشد و تماشاگر با برقراری ارتباط با آنها، خود را باز می یابد و روح متلاطمخویش را آرام کرده و نیروی مجدد برای بازی زندگی کسب می کند. اما باید عاشق تئاتر باشی تا بتوانی سختی هایش را تحمل کنی.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • نتوانستم زیاد جلو برم؛ خیلی اعصاب خوردکن بود.
  • سلام ممنون لطفا چندتا کتاب معمایی پلیسی بذارید

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا