- 11947
- 1000
- 1000
- 1000
برای تو می نویسم
این داستان دربارهی زندگی خواهر و برادر دوقلویی است که به هنگام تولد به هم چسبیده بودند و بعد از چندسال با عمل جراحی از هم جدا شدند....
از ایرانصدا بشنوید
در اتاقی کوچک و کسالتآور در حومهی شهر لندن، «چاندان پاتل» پس از سالها دوری از وطن خود (هندوستان)، سعی میکند نمایشنامهای از زندگی خود بنویسد.
چاندان از سرِ ناچاری سالها در انگلستان مانده است. همیشه احساس میکند که هر روز نگاهش به دنیا و پیرامون خود، بسته و بستهتر میشود. احساس میکند هر روز نقابی را به صورت میزند تا بتواند وجود خود را در کسوتِ یک نویسنده به اثبات برساند. روزی نقاب یک روشنفکر معلول و روزی دیگر یک مهاجر درمانده.
چاندان در همهی عمر چهلسالهاش، «تارا»، خواهرش را با تمام وجود دوست داشته است و همیشه از او یاد میکند. چاندان و تارا هنگامی که به دنیا آمدند، صاحب یک بدن بودند. یک دوقلوی به هم چسبیده و جدانشدنی؛ اما بعد از چندسال، جراح حاذقی به نام «دکتر تاکار» آنها را از هم جدا کرد.
تارا و چاندان شانزده ساله شدند و به خاطر وضعیت جسمانی تارا، مادر آنها همهی توانش را به کار گرفت تا او را تقویت کند.
مدتی است که تنها کلیه تارا دچار مشکل شده و نیاز به جراحی دارد و وضعیتش روزبهروز حادتر میشود؛ تا جایی که مادرش اصرار میکند که به دخترش کلیه اهدا کند.
* درباری نویسنده:
«ماهش داتانی» (متولد 8 آگوست 1958) کارگردان، بازیگر، نمایشنامهنویس و نویسندهی هندی است. برخی از نمایشنامههای او عبارتاند از:
راهحلهای نهایی، رقص مانند یک مرد، شجاعانه ملکه، در یک شب موجی در بمبئی، تارا، ارثیه، سی روز در ماه سپتامبر، شهر بزرگ چاق و قاتلی که هرگز نبود.
«ماهش داتانی» در شهر بنگلور هندوستان از پدر و مادری گجراتی متولد شد. وی به دبیرستان پسران بالدوین رفت و سپس به کالج سنت جوزف بنگلور پیوست.
داتانی فارغالتحصیل رشتهی تاریخ، اقتصاد و علوم سیاسی است. او تحصیلات تکمیلی خود را در رشتهی مدیریت بازاریابی و تبلیغات به پایان رساند، زیرا میخواست نویسندهی تبلیغات شود. او با تئاتر کوچک بنگلور کار میکرد؛ جایی که اولین نقش او در سریال «سوریا شیخار اوتپال دوت» بود.
پس از خواندن نمایشنامهی «ادوارد آلبی» با نام «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» در اوایل زندگی خود به نوشتن علاقهمند شد. او همچنین تحت تأثیر نمایشنامهنویسی گجراتی «مادو ری» قرار گرفت و به نویسندگی علاقهمند شد.
داتانی کار نویسندگی تبلیغات را در یک شرکت تبلیغاتی آغاز کرد. در سال 1986، اولین نمایشنامه کامل خود را با نام «آنجا که اراده وجود دارد» نوشت و از سال 1995 به عنوان یک حرفهای تئاتر، تمام وقت کار میکند.
او همچنین در تجارت خانوادگی با پدرش شریک بوده است.
وی اولین نمایشنامهنویس هندی به زبان انگلیسی است که جایزهی «Sahitya Akademi» را دریافت کرده است. کارگردانان برجستهای مانند آرویند گور، آلیک پادامسی و لیلت دوبی، نمایشنامههای او را کارگردانی کردهاند.
داتانی همچنین کارگردانی فیلم را نیز تجربه کرده است. اولین فیلم او «انبه سوفله»، از یکی از نمایشنامههایش اقتباس شده است. او همچنین فیلم «Morning Raaga» را نوشته و کارگردانی کرده است.
*نمایشنامه :
Tara (2000)
چاندان از سرِ ناچاری سالها در انگلستان مانده است. همیشه احساس میکند که هر روز نگاهش به دنیا و پیرامون خود، بسته و بستهتر میشود. احساس میکند هر روز نقابی را به صورت میزند تا بتواند وجود خود را در کسوتِ یک نویسنده به اثبات برساند. روزی نقاب یک روشنفکر معلول و روزی دیگر یک مهاجر درمانده.
چاندان در همهی عمر چهلسالهاش، «تارا»، خواهرش را با تمام وجود دوست داشته است و همیشه از او یاد میکند. چاندان و تارا هنگامی که به دنیا آمدند، صاحب یک بدن بودند. یک دوقلوی به هم چسبیده و جدانشدنی؛ اما بعد از چندسال، جراح حاذقی به نام «دکتر تاکار» آنها را از هم جدا کرد.
تارا و چاندان شانزده ساله شدند و به خاطر وضعیت جسمانی تارا، مادر آنها همهی توانش را به کار گرفت تا او را تقویت کند.
مدتی است که تنها کلیه تارا دچار مشکل شده و نیاز به جراحی دارد و وضعیتش روزبهروز حادتر میشود؛ تا جایی که مادرش اصرار میکند که به دخترش کلیه اهدا کند.
* درباری نویسنده:
«ماهش داتانی» (متولد 8 آگوست 1958) کارگردان، بازیگر، نمایشنامهنویس و نویسندهی هندی است. برخی از نمایشنامههای او عبارتاند از:
راهحلهای نهایی، رقص مانند یک مرد، شجاعانه ملکه، در یک شب موجی در بمبئی، تارا، ارثیه، سی روز در ماه سپتامبر، شهر بزرگ چاق و قاتلی که هرگز نبود.
«ماهش داتانی» در شهر بنگلور هندوستان از پدر و مادری گجراتی متولد شد. وی به دبیرستان پسران بالدوین رفت و سپس به کالج سنت جوزف بنگلور پیوست.
داتانی فارغالتحصیل رشتهی تاریخ، اقتصاد و علوم سیاسی است. او تحصیلات تکمیلی خود را در رشتهی مدیریت بازاریابی و تبلیغات به پایان رساند، زیرا میخواست نویسندهی تبلیغات شود. او با تئاتر کوچک بنگلور کار میکرد؛ جایی که اولین نقش او در سریال «سوریا شیخار اوتپال دوت» بود.
پس از خواندن نمایشنامهی «ادوارد آلبی» با نام «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» در اوایل زندگی خود به نوشتن علاقهمند شد. او همچنین تحت تأثیر نمایشنامهنویسی گجراتی «مادو ری» قرار گرفت و به نویسندگی علاقهمند شد.
داتانی کار نویسندگی تبلیغات را در یک شرکت تبلیغاتی آغاز کرد. در سال 1986، اولین نمایشنامه کامل خود را با نام «آنجا که اراده وجود دارد» نوشت و از سال 1995 به عنوان یک حرفهای تئاتر، تمام وقت کار میکند.
او همچنین در تجارت خانوادگی با پدرش شریک بوده است.
وی اولین نمایشنامهنویس هندی به زبان انگلیسی است که جایزهی «Sahitya Akademi» را دریافت کرده است. کارگردانان برجستهای مانند آرویند گور، آلیک پادامسی و لیلت دوبی، نمایشنامههای او را کارگردانی کردهاند.
داتانی همچنین کارگردانی فیلم را نیز تجربه کرده است. اولین فیلم او «انبه سوفله»، از یکی از نمایشنامههایش اقتباس شده است. او همچنین فیلم «Morning Raaga» را نوشته و کارگردانی کرده است.
*نمایشنامه :
Tara (2000)
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان