منو
صاعقه

صاعقه

  • 9 قطعه
  • 176 دقیقه مدت کتاب
  • 1362 دریافت شده
در این کتاب، داستان آشناییِ اوّلیه‌ی «جلال‌الدّین محمّد بلخی» (مولوی) با شمس تبریزی و همین‌طور دشمنیِ مردم قونیه با شمس، نقل شده است.

در تاریخ ادبیات آمده: «روزی شمس وارد مجلس مولانا می‌شود و درحالی‌که در کنار جلال‌‌الدّین چند کتاب وجود دارد، از او می‌پرسد: این‌ها چیست؟ مولانا جواب می‌دهد: قیل و قال است. شمس می‌گوید: و تو را با این‌ها چه کار است؟ و کتاب‌ها را به داخل حوضی که در آن نزدیکی قرار دارد، می‌اندازد.
مولانا با ناراحتی می‌گوید: ای درویش چه کار کردی؟ برخی از این کتاب‌ها از پدرم به من رسیده بوده و نسخه‌ی منحصر به فردی است و دیگر پیدا نمی‌شود. شمس تبریزی دست به آب برده و کتاب‌ها را یک یک از آب بیرون می‌کشد؛ بدون اینکه آثاری از خیسی در کتاب‌ها مانده باشد.
مولانا با تعجب می‌پرسد: این چه سرّی است؟ شمس جواب می‌دهد: این ذوق و حال است که تو را از آن خبری نیست.»
از این ساعت است که حال مولانا تغییر می‌یابد و به شوریدگی روی می‌نهد و درس و بحث را کنار می‌گذارد و شبانه‌روز در رکاب شمس تبریزی به خدمت می‌ایستد و به قولِ استاد شفیعی کدکنی «تولدی دوباره» می‌یابد.
***
جلال‌الدّین محمّد بلخی، معروف به مولانا، مولوی و رومی (‎6 ربیع‌الاول 604، 5 جمادی‌الثانی 672 هجری قمری، قونیه) از مشهورترین شاعران ایرانی پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمّد بن محمّد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بود و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدّین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شد.
در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن 9) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفت و با توجه به برخی از اشعارش، تخلّص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادریِ وی پارسی بود.
نفوذ مولوی فراتر از مرزهای ملّی و تقسیمات قومی است. ایرانیان، افغان‌ها، تاجیک‌ها، ترک‌ها، یونانیان، دیگر مسلمانان آسیای مرکزی و مسلمانان آسیای جنوب شرقی، در هفت قرن گذشته به‌شدّت از میراث معنوی او تأثیر گرفته‌اند. اشعار او به بسیاری از زبان‌های جهان ترجمه شده ‌است. ترجمه‌ی سروده‌های مولوی با نام «رومی» در غرب شناخته می‌شود. او «محبوب‌ترین» و «پرفروش‌ترین» شاعر در ایالات متحده آمریکاست.

از ایرانصدا بشنوید

مولوی به گفته‌ها و حقایقی که شمس می‌گوید، دل می‌بندد. از نگاهِ شمس همه چیز هستی را «عشق» هدایت می‌کند. «عشق» زیربنایِ خلقت است. خداوند عاشق بود، پس خلق کرد. انسان هم باید عاشق پروردگار باشد؛ به واسطه‌ی آیه‌ی: «تحبّوا و تحبِونهم». البته این طرز فکر در میان همه اندیشه‌های عرفانی وجود داشته و دارد. نقطه‌عطف زندگی جلال‌الدّین «دوستی با شمس» بود. پیشنهاد می‌کنیم داستان جذّاب دوستی مولانا و شمس را بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • ممنون خواهش میکنم از زندگی ابوریحان بیرونی و در کل از تاریخ کشور خودمون داستان بگذارید. نه از تاریخ اعراب ...
  • این شمس یک عمر به دیگران میگفت خوبی کنی خوبی میبینی بدی کنی بدی ولی خودش در اخر حقی رو گرفت که مال اون نبود که تاوانش رو هم با جانش داد
  • منم خوندم، اصلا از سرنوشت شمس خبری نیست
  • منابع تارخی خود را بفرمایید ..یا رمانی است سینه به سینه گشته .یا بخشی زاده تخیلات است یا...یا....یا....
  • اما من قبلا خوندم کیمیا فوت میکنه وشمس بعد هفت روز ناپدید میشه
  • عالیه خدا خیرتون بده
  • خیلی عالیه مولانا پرچمش بالاست
  • عاقبت شیخ هم تاب نیاوردی و به جمال زیبارویی گرفتار گشتی و سر پیری خود را خراب گردانیدندی!!!
  • خیلی عالی بود درود بر شما
  • 😒😒😒این شمس کلا یک جوری بود!
  • مولانا سرور ما پیشوای ماست 😘😍
  • اینو بار اول که گذاشتید عالی بود بار دوم بخشیش که شمس برای امتحان دستور به خرید شراب میده سانسور شده بود ایندفعه هم میگیرم باز گوشش میکنم کار بسیار ارزشمندیست دستتون درد نکنه امیدوارم در مورد حضرت حافظ ، سعدی ، خواجو و غیره هم کارای جدید بگذارید تا نسل امروز باهاشون مانوس شده از نشئگی ها و مستی های ظاهری گذشته و به مستی و نشئگی واقعی الهی برسند ، مستی ای که خماری ای در پی نخواهد داشت بلکه هر لحظه می اش دمادم میرسد . سپاس
  • خیلی خوب بود.سپاس. مینا
  • عالیست

تصاویر

کتاب گویا