- 7636
- 1000
- 1000
- 1000
خرمشهر
چرا خسته نمیشن؟ چرا گلولههاشون تموم نمیشه؟ فردا هم وقت دارین، چه خبرتونه آخه! اصلا این همه گلوله برای خونههای خالی چه فایده داره؟ تیرهایی که از اون طرف آب شلیک میشن، مثل صدای مگس میمونه....
از ایرانصدا بشنوید
فرشته روزای اول خجالت میکشید خودش رو روی زمین بندازه. مطمئنم الان داره خواب میبینه. میدونم مثل دیشب، لیلا خیلی راحت خوابیده. فرشته اخماش رفته تو هم؛ گردنش رو کج کرده، مثل اینکه میخواد از چیزی فرار کنه. باید تا سروصدا راه ننداخته، بیدارش کنم.
فرشته رو بیدار کردم. با ترس بیدار شد. بهش یه لیوان آب دادم. گفتم آروم باش؛ داشتی خواب میدیدی. فرشته همه وجودش عرق کرده. میگه: خوبه حالا رو پشت بوم مسجد هستیم؛ چرا یه ذره باد نمیاد که خنک بشیم؟
فرشته پرسید: داشتی نگهبانی میدادی؟ گفتم: آره.
فرشته با لحنی تند گفت: بگیر بخواب؛ میدونی چند روزه که نخوابیدی؟
گفتم: باید مراقب باشم.
فرشته گفت: اصلا مراقبت تو چه فایدهای داره؟ چه کاری از دستت برمیاد؟
گفتم: من کار با اسلحه رو بلدم. تو هم باید یاد بگیری؛ نه اینکه تو جیبت یه سرنگ بذاری که اگه عراقیا اومدن، به دستشون نیفتی....
فرشته رو بیدار کردم. با ترس بیدار شد. بهش یه لیوان آب دادم. گفتم آروم باش؛ داشتی خواب میدیدی. فرشته همه وجودش عرق کرده. میگه: خوبه حالا رو پشت بوم مسجد هستیم؛ چرا یه ذره باد نمیاد که خنک بشیم؟
فرشته پرسید: داشتی نگهبانی میدادی؟ گفتم: آره.
فرشته با لحنی تند گفت: بگیر بخواب؛ میدونی چند روزه که نخوابیدی؟
گفتم: باید مراقب باشم.
فرشته گفت: اصلا مراقبت تو چه فایدهای داره؟ چه کاری از دستت برمیاد؟
گفتم: من کار با اسلحه رو بلدم. تو هم باید یاد بگیری؛ نه اینکه تو جیبت یه سرنگ بذاری که اگه عراقیا اومدن، به دستشون نیفتی....
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
فصل ها
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
-
-
-
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان