display result search
منو
مضحکه در تهران

مضحکه در تهران

  • 12 قطعه
  • 122 دقیقه مدت کتاب
  • 4940 دریافت شده
نویسنده: اشکان شریعت
کارگردان: بهرام سروری نژاد
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
با به تأخیر افتادن ورود «محمدعلی میرزای قاجار»، پس از مرگ «مظفرالدین شاه» در دی ماه 1285، مردم تهران بر آن شدند تا «میرآقا باشی»، بزرگ «تلخکان» تهران را به رسم دیرینه «میر نوروزی» بر تخت سلطنت بنشانند.

به همین سبب مردم تهران تختی ساختند و میرآقا باشی را بر دوش گرفتند تا به کاخ گلستان ببرند. در همین حین کاروان محمدعلی میرزا نیز به نزدیکی‌های دروازه‌های تهران رسید. محمدعلی وقتی به گلستان رسید که درهای کاخ بسته شده بود و ملت داشتند میرآقا باشی را بر تخت می‌نشاندند. محمدعلی میرزا به هر ترتیب وارد کاخ گلستان شد؛ البته زمانی که دیگر کار از کار گذشته بود.
محمدعلی میرزا در چرت بعدازظهر همان روز کابوسی دید؛ کابوسی که نشانی بود از در خطر بودن تاج و تختش. در خواب محمدعلی را برعکس، بر قاطری نشاندند و قاطر را هِی کردند تا به ناکجاآباد برود و پنج روز دیگر بازگردد.
در همین احوال بود که میرآقا باشی و دارودسته‌اش به همراه «قدم‌شاد خانم» که حالا به «دوام‌السلطنه» ملقب شده بود، مشغول تدارک نمایشی برای جشن بزرگی در کاخ شدند.
در همین زمان نمایندگان روس، یعنی سفیر روس در ایران و دبیر «احمد میرزا» که روس بود، به دیدار محمدعلی میرزا آمدند. آنها که پیش از ورود میرآقا باشی و ملت به کاخ، از ماجرا باخبر شده بودند، قبل از آنکه محمدعلی را در جریان بگذارند، نقشه و طرح یک توطئه را برای جشن آن شب ریختند؛ طوری که عملا محمدعلی چاره‌ای جز پذیرفتن آن نداشت.
روس‌ها نقشه‌ای ریخته بودند تا در میانه‌ی جشن، شخصی به محمدعلی میرزا سوء قصد کند. آنها می‌خواستند سوء قصد را به گردن مشروطه‌خواهان و میرآقا باشی بیاندازند و قصد داشتند به این ترتیب طومار مشروطه و میرآقا باشی را یک جا درهم بپیچند.

از ایرانصدا بشنوید

روایت این داستان به ظاهر پاس‌داشت و معرفی مراسم آیینی و سنتی «میر نوروزی» است؛ اما دراصل نقبی است به یکی از مهم‌ترین ادوار تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران، یعنی «نهضت مشروطه» که قصه‌ای شنیدنی و عبرت‌آموز دارد.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • بسیار درهم‌و‌برهم و بی‌نظم است. چیزی بین طنزهای مرسوم و نوعی نوآوری از جنس شهرقصه که هیچ‌کدام از آب در نیامده.
  • دمتون گرم
  • بغیر از دیالوگ ها و نقش دوام السلطنه چیز جالبی نبود
  • افتضاح
  • دلنشین
  • یکی از بهترین و جالب ترین کتاب هایی بود که گوش دادم
  • بسیار فاخر بود، واقعا این کار حیفه که تو رادیو محصور بمونه. دم نویسنده و بازیگران و کارگردان گرم
  • کاری بسیارعالی متشکرم وازتمامی دست اندرکاران این برنامه (کتاب گویا)کمال تشکروقدر دانی رادارم خداقوت
  • کار حرفه ای و عالی ...
  • همه نقش آفرینان و موسیقی سنتی عالی بود.
  • حالت سنتی و قدیمی
  • بیشتر از این نوع نمایش وداستان بذارید
  • سلام عالی مرصی
  • سلام خروجی صدا میزان نیست من که شبها گوش می دهم یا خیلی کم هست یهو زیاد میش۸

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا