display result search
منو
کوروش بزرگ

کوروش بزرگ

  • 12 قطعه
  • 368 دقیقه مدت کتاب
  • 18417 دریافت شده
نویسنده: علیرضا راد
کارگردان: بهزاد فراهانی
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
داستان زندگی «کوروش کبیر» از تولد تا مرگ، روایتی است پر فراز و نشیب و آمیخته با افسانه‌ها، اساطیر و واقعیت‌های تاریخی که همچون تار و پود فرشی پر نقش‌ونگار در هم گره خورده‌اند. این طرح‌واره بازتابی است از تاریخ، فرهنگ و تمدن کهن ایران‌زمین.

«آستیاگ» (پدربزرگ کوروش) شبی خواب دید که از دخترش «ماندانا» آن‌قدر آب خارج شد که کشور «ماد» و تمام آسیا را غرق کرد. «مُغ‌ها» خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، ماندانا را به یکی از بزرگان پارس به زناشویی داد.
پس از تولد «کوروش» نوه‌‌ی «آستیاگ»، وی بار دیگر در خواب دید که تاکی از بدن «ماندانا» روییده و تمام آسیا را فراگرفته‌ است. پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام «هارپاگ» سپرد و دستور داد که کودک را نابود کند. هارپاگ، کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به نام «میترادات» (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ درندگان گردد.
چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار کرد که از کشتن کودک خودداری کند و به‌جای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده به‌دنیا آمده، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد مردهٔ فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با نامی دیگر در مقبرهٔ شاهی دفن کرد.
سال‌ها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شد و با کودکان بازی می‌کرد، آن کودکان کوروش کبیر را به عنوان پادشاه برگزیدند. کوروش در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام «آرتمبارس» نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زده‌ است. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش و شباهت وی با افراد خانواده، چنین گمان برد که او نوهٔ خودش باشد.
شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید، شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. او گفت حالا که طفل زنده مانده، باید خدا را شکر کرد.
مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سؤال کرد که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نواده‌اش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ دادند که رؤیای شاه هم‌اکنون تعبیر شده‌ است؛ برای آنکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی می‌کرد، به عنوان شاه انتخاب شده است و بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نواده‌اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد و ...

از ایرانصدا بشنوید

بی‌گمان شکوفایی تمدن نژاد آریایی در سرزمین ایران ریشه در تاریخ سلسله‌ای دارد که «کوروش هخامنشی» بنیان‌گذار آن بود. وی به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها، احترام به ادیان و مذاهب گوناگون و نیز گسترش تمدن پارسیان شناخته شده ‌است. اینک دعوت ما را برای شنیدن نسخه‌ای دیگر از داستان «کوروش بزرگ» در گذر از دالان تودرتوی تاریخ ایران زمین و با صدای هنرمندان رادیو، پذیرا باشید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا