display result search
منو
برزو و جادوگر آرزوها

برزو و جادوگر آرزوها

  • 4 قطعه
  • 23 دقیقه مدت کتاب
  • 2807 دریافت شده
در روزگاران قدیم مرد ثروتمندی به نام برزو زندگی می‌کرد که خدم و حشم و ثروت بسیاری داشت؛ اما همچنان ثروت طلب بود. او فقط یک دختر به نام شیرین داشت و همسرش (توران) به خاطر بیماری مرده بود. یک روز اتفاقی عجیب زندگی آنها به هم ریخت.

برزو در طلب طلا بود و دلش می‌خواست روزی بتواند همه چیز را از طلا بسازد. روزی پیرمردی را دید و متوجه شد که او غریبه است. از او پرسید: اینجا چه می‌کنی؟ پیر گفت: من جادوگر آرزو هستم و این بار قرعه به نام تو در آمده است.
برزو گفت: اگر راست می گویی، بگو که بزرگ‌ترین آرزوی من چیست؟ او گفت: طلا! اینکه بتوانی همه چیز را در قصرت به طلا تبدیل کنی.
برزو با تعجب گفت: تو می توانی این آرزو را برآورده کنی؟ جادوگر چند نمونه به او نشان داد و دستمزدی طلب کرد. برزو گفت: من بهترین گل سرخ را به تو می دهم. آن گل، گلی معمولی نبود و آوازه آن در جهان پیچیده بود.
جادوگر به حرفی که زده بود عمل کرد و کاری کرد که برزو دست به هرچه می زد، تبدیل به طلا می شد. برزو بسیار خوشحال، اما متعجب بود.
پیرمرد گفت: اگر بازهم خواستی من را ببینی، همین‌جا بیا و بگو: «گل سرخ دوباره شکوفه کن».

از ایرانصدا بشنوید

اندیشه و خیال گاه مثل یک پرنده است که می‌پره و انسان رو با خودش به دوردست‌ها می‌بره: اوج یه کوه، قعر یه دره، گشت و گذاری در فضا و سفر به سیاره‌ها یا حضور در یک قصه؛ یک قصه زیبا و خیال‌انگیز. این داستان رو بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا