display result search
منو
قوری چینی خاله کبری

قوری چینی خاله کبری

  • 4 قطعه
  • 24 دقیقه مدت کتاب
  • 949 دریافت شده
می دونستم که خاله کبری چقدر قوری چینی گل‌دارشو دوست داره و معمولا اونو کمتر جلوی چشم میذاره که مبادا بشکنه. خاله این قوری رو فقط برای مراسم خاصی مثل عزا یا عروسی از توی صندوقچه درمیاورد و بعد از اون دوباره اونو داخل صندوقچه میذاشت....

... برای همین مراقب بودم که از دستم نیفته و با احتیاط به خاله تحویلش بدم. اما اتفاقی که نباید بیفته افتاد و قوری جلوی چشم من سه تکه شد. بی اختیار دویدم تا به مسجد رسیدم. شیخ علی مشغول آب‌پاشی مسجد بود و عطر خوشی فضای اونجا رو پرکرده بود. فکر قوری شکسته لحظه‌ای ازم دور نمی‌شد و با خودم فکر می‌کردم که آخه چرا من این‌قدر از خاله کبری می‌ترسم و الان خاله با شنیدن این خبر قراره چه بلایی به سر من بیاره؟
یقین داشتم که کم‌کم همه دلواپس من میشن و باید هرچه زودتر به خونه برگردم. تو راه با خودم فکر می‌کردم که اگر بله‌برون پسر دایی مرتضی نبود، اگر اوستا فرج بی‌موقع منو صدا نمی‌کرد، اگر به‌جای دویدن آروم راه می‌رفتم، الان قوری خاله کبری صحیح و سالم بود ....

از ایرانصدا بشنوید

امانت‌داری و مراقبت از چیزهایی که به ما سپرده شده، یه صفت پسندیده است و خوبه که هرکدوم از ما از سن پایین این چیزها رو یاد بگیریم. این داستان زیبا رو بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • عالیییی😍😍
  • ممنون بابت قصه و قصه خوان و زحمات شما
  • یاد جمعه های قدیم افتادم. کاش میشد برگشت به سالهای 70تا75 که بین 7تا 13_14 سالم بود وچه حالی میکردیم با این داستانها
  • آفرین زیبا بود😍😍😍ممنون از روایتگر خوب

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا