display result search
منو
اسب و کلاه

اسب و کلاه

  • 4 قطعه
  • 26 دقیقه مدت کتاب
  • 1428 دریافت شده
در زمان‌های دور امیری بود که پیشکاری دانا داشت. آنها فقط در یک چیز با هم اختلاف نظر داشتند؛ امیر معتقد بود مردم فقیر و عامی شهر، از دانایی بهره ای ندارند....

... اما پیشکار با این سخن مخالف بود و عقیده داشت که هر کس به اندازه ی خود می‌داند.
روزی مردی فقیر نزد پیشکار آمد و ادعا کرد که می‌تواند اسب‌های اصیل را بشناسد و به خوبی تربیت کند. او فرصتی خواست تا خود را در این مسیر نشان بدهد و رضایت امیر را جلب کند. بعد از موافقت امیر او از اسب‌های دربار دیدن کرد و ادعا کرد که هیچ یک از آنها اصیل نیستند.
با اصرار پیشکار مبلغی پول به مرد دادند و به همراه مردی امین، او را راهی کردند تا برود و اسبی اصیل برای امیر بیاورد. او رفت و بعد از مدتی با اسبی بازگشت و گفت چند روز وقت می‌خواهد تا او را تیمار کند.
مرد در روز موعود از امیر خواست همه ی لشکریان را جمع کند تا او از اسب رونمایی کند. روز موعود فرا رسید و مرد با اسبی تیمار شده و اصیل وارد میدان شد....

ادامه ی داستان را بشنوید.

از ایرانصدا بشنوید

کشف استعداد و توانایی ها از خود انسان شروع می شه. این ما هستیم که با تلاش و کوشش به دیگران اثبات می کنیم که «خواستن، توانستن است.» البته فراهم بودن شرایط و زمینه ی شروع یک کار هم بسیار مهمه اما در نهایت این تلاش ماست که اهمیت بیشتری داره. دعوت می کنم این کتاب رو بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • عالی بود یاد ظهر جمعه های کودکیم افتادم وقتی از پارک با خانواده بر می گشتم و با اشتیاق به این قصه ها گوش میدادم ممنون از آقای سرشار 🙏
  • سلام خواهش ميکنم يک فايل در ابتداي دسته بندي ها درست کنيد به نام قصه هاي ظهر جمعه و قصه هاي شب که قبلا از راديو پخش مي شد. چون اينها ما رو به دنياي کودکي ميبرد
    دوست عزیز سلام لطفا در قسمت مشخصات کتاب گویا بر روی قسمت نام سریالی (قصه ی ظهر جمعه) کلیک تا تمامی این مجموعه که فعلا روی سایت موجود است ملاحظه فرمایید
  • و البته دیگه مجبور نیستیم که همه داستانها رو زیر و رو کنیم برای پیدا کردن داستانهای مورد نظرمون
  • سلام خواهش میکنم یک فایل در ابتدای دسته بندی ها درست کنید به نام قصه های ظهر جمعه و قصه های شب که قبلا از رادیو پخش می شد. چون اینها ما رو به دنیای کودکی میبرد
  • خواهش میکنم از داستانهای ظهر جمعه بیشتر برامون بگذارید. چون نوستالژی دوران کودکی ماست
  • سلام آقای محمد رضا سرشار ممنون از صدای زیبای شما. همیشه سلامت باشید
  • کتاب خوبی بود فقط اگه آهنگی که وسط فصل‌ها پخش میشه رو حذف کنن خیلی بهتر هم میشه

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا