display result search
منو
اجباری

اجباری

  • 14 قطعه
  • 268 دقیقه مدت کتاب
  • 5581 دریافت شده
نویسنده: عهدیه زارع
کارگردان: میکائیل شهرستانی
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کتاب گویا
بعد از مرگ ایاز، همسرش «صنوبر» تصمیم می‌گیرد دوباره ازدواج کند و این خبر به «ایمور»، برادر ایاز، میرشکار طایفه، می‌رسد.

ایمور با تعصب بسیار با این مسئله برخورد می‌کند و تلاش ترلان (همسرش) او را چندان آرام نمی‌کند. خبر خواستگار پیدا شدن برای صنوبر در طایفه می‌پیچد و ایمور به فکر می افتد که برای جلوگیری از ادامه این حرفها راه‌حلی پیدا کند. ازطرفی صنوبر تصمیم گرفته که اجازه ندهد کسی در آینده زندگی‌اش دخالت کند.
«جانباز»، خواستگار صنوبر، در طایفه‌ی دیگری زندگی می‌کند و او هم به خاطر همین مسئله با خانواده‌اش خود درگیر است. شیرزاد، پدر جانباز، به او اجازه چنین کاری نمی‌دهد.
سروناز (مادر صنوبر) هم که خودش چنین سرنوشتی داشته است، با صنوبر صحبت می‌کند و به او می‌گوید با تصمیمش موافق است و این برای صنوبر دلگرمی بزرگی است.
بهزاد، کدخدای طایفه، از همسرش می‌خواهد که برود و سروناز را با خود به چادر بیاورد تا از اوضاع و احوال آنها و تصمیمی که گرفته‌اند، مطلع شود.
در این حین شیرزاد سعی دارد با داد و بیداد، جانباز را از ازدواج با صنوبر منصرف کند؛ اما جانباز تصمیم خودش را گرفته و یکی از دوستانش به نام «خانلر» را به عنوان قاصد خواستگار به طایفه‌ی میرکی و نزد کدخدا می‌فرستد. خبر به سرعت در طایفه می‌پیچد....

از ایرانصدا بشنوید

اگر به داستان‌های روستایی و اتفاق‌هایی که میان قبیله‌ها می‌افتد و داستان نزاع‌ها و آشتی‌ها علاقه دارید، شنیدن این کتاب را به شما پیشنهاد می کنیم.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

4

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا