منو
مردی با عطر شالی

مردی با عطر شالی

  • 9 قطعه
  • 296 دقیقه مدت کتاب
  • 49 دریافت شده
کتاب «مردی با عطر شالی» قصه‌ی مردان‌مردی از خطه‌ی سرسبز گیلان و خانواده‌ی بزرگ هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران است.

از ایرانصدا بشنوید

در بخش آغاز کتاب می‌خوانیم:
علمدار عشق
احمد پیشگاه هادیان در بندر انزلی چشم به جهان گشود. احمد از کودکی، به‌واسطه‌ی قدرت جسمانی، در بیشتر رشته‌های ورزشی ازجمله شنا، کشتی، والیبال و ... فعالیت داشت و در مسابقات، از افراد موفق بود.
او از کودکی نماز می‌خواند، روزه می‌گرفت و در مجالس عزای امام حسین (ع) شرکتی فعال داشت. همیشه می‌گفت: «هر کس می‌خواهد در هر دو دنیا راحت باشد، زندگی علی (ع) را نگاه کند و تا آنجا که می‌تواند به آن عمل کند.» او در دوازده‌سالگی با پیرمردی ازکارافتاده، که به‌سختی امرارمعاش می‌کرد، آشنا شد و غذای روزانه‌اش را با پیرمرد تقسیم می‌کرد؛ اما این کار، او را راضی نمی‌کرد، تا این‌که جرقه‌ای در ذهنش پدید آمد. او بساط پهلوانی پهن کرد و درآمد روزانه‌اش را به پیرمرد داد. احمد هیچ‌گاه در برابر ظلم سکوت نمی‌کرد و این خصایص او باعث شد تا در سنین جوانی، سخت مورد احترام مردم باشد... .

در قسمت دیگری از این کتاب آمده است:

سفره‌ی هفت‌سین مزار
علیرضا در مردادماه سال 1338 در شهر ابریشم، لاهیجان زیبا، به دنیا آمد و دومین فرزند خانواده‌ی یک کفاش بود. او به جمع سه‌نفره‌ی ما اضافه شد. من که آن زمان دوساله بودم، با تولدش از شدت شوق و ذوق کودکانه، در پوست خودم نمی‌گنجیدم. ما در کنار هم، آرام‌آرام بزرگ و بزرگ‌تر می‌شدیم و کم‌کم به تعداد خانواده‌ی ما نیز اضافه می‌شد.
مادرم برای شستن لباس، کنار رودخانه می‌رفت و ما را نیز همراه خودش می‌برد. من و علیرضا هم پارچه یا لباسی برمی‌داشتیم و می‌رفتیم تا از رودخانه ماهی بگیریم. علیرضا ضمن تشویق من و خودش می‌گفت: «ای خدا! می‌شه یک اصلک ماهی بگیریم؟» اما تنها چیزی که می‌توانستیم صید کنیم، چند ماهی کوچک بود که دست آخر هم آنها را رها می‌کردیم...

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    نظری ثبت نشده است

تصاویر

از همین گوینده

کتاب گویا