منو
کابوس مرگ

کابوس مرگ

  • 7 قطعه
  • 134 دقیقه مدت کتاب
  • 19989 دریافت شده
نویسنده: آگاتا کریستی
کارگردان: خسرو فرخزادی
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
«ملاقات با مرگ» نوشته آگاتا کریستی، روایتی دهشتناک از مرگ است که با ورود خانم مارپل به ماجرا، پرده از معما برداشته می‌شود.

«کاترین ساندرز» که به تازگی با «جیسون» ازدواج کرده است، به تنهایی از نیوزلند به انگلستان می‌رود تا در منطقه ی «پیریموس» خانه ای بخرد.
او در آنجا خانه‌ای ویلایی می‌خرد که احتیاج به تعمیر دارد. اما جالب اینجاست که در این خانه وسایل و مکان‌هایی هست که کاترین قبلاً آنها را دیده است. این موضوع او را وحشت‌زده می‌کند و درنهایت تصمیم می‌گیرد برای مدتی پیش جین و جوآنا، پسرخاله‌ی جیسون و همسرش، برود.
آنها برای تنوع و سرگرمی، کاترین را به تئاتر دعوت می کنند، اما موضوع تئاتر درباره قتل مشکوکی است که کاترین را به وحشت می‌اندازد و این نشانه‌های عجیب و کنار هم، اتفاقی را در ذهن کاترین بیدار می کند....
جین پیشنهاد می‌دهد برای بهبود حال کاترین، موضوع را با عمه ی خود، یعنی «خانم مارپل» مطرح کنند که همین موضوع سبب می‌شود اتفاقی هجده ساله فاش شود.

از ایرانصدا بشنوید

اگر به داستان‌های جنایی و کارآگاهی علاقه دارید و دلواپسی و هراس این ماجراها برای شما جذاب است، پیشنهاد می‌کنم داستان «کابوس مرگ» را بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • سلام، رمان زیبایی بود. عوامل اجرا هم همگی عالی بودند. ممنون از ایران صدا و خسته نباشید به همگی شما. لطفا سایر رمانهای کاراگاهی اگاتاکریستی، ژرژ سیمنون، ریموند چندلر، هنینگ مانکل، آرتور کانن دویل و ... را که هنوز اقدام نکرده اید را در اولویت تهیه و بر روی پایگاه قرار دهید. سپاس
  • لذت بردم. سپاسگزارم
  • خوب بود
  • خیلی خوبه-سمیرا
  • عالی بود
  • معرکه بید☺
  • بعضیا شعور ندارن که اینجا جای نظر دادنه نه اسپویل کردن داستان یا قاتل؟؟؟خانم صوفیا از مشهد که نوشتی داستانم لو دادی فازت چیه دقیقا؟؟!!
  • یکم انگیزه ی قتل ضعیف بود اگر سرگرد قاتل بود بیشتر قابل باور بود صوفیا. مشهد
  • یکم انگیزه ی قتل ضعیف بود اگر سرگرد قاتل بود بیشتر قابل باور بود
  • داستان بدی نبود اما صدا پیشه ی شخصیت کاترین رو دوست نداشتم مخصوصا وقتی بیخودی لکنت زبون میگرفت و مثلا ترس توی صداش بود و کشش عجیبی به کلمات میداد یا وقتی بهش میگفتن تو همون کتی کوچولو هستی خیلی مسخره یهو میخندید و خوشحال میشد از همه بهتر صدای صفا آقاجانی بود واقعا ایشون زیبا صدا پیشگی کردن صوفیا_مشهد
  • عالی بود.صداگذاری هم همینطور. فقط کمی پایانش رو میشه حدس زد.
  • عالیه عالی
  • صدای این خانم واقعا برای ارایه کارهای اگاتا کریستی بسیار بسیار متناسب و گویا است.افرین صد افرین
  • داستانهاى این نویسنده عالى هستن و ممنونم از زحمتاتتون ولى نمیدونم چه اصرارى وجود داره که بی از اندازه براى نشون دادن احساسات اغراق شه مثلا صداى نقش کاترین به قدرى با ایجاد لکنت زبان سعى در بروز احساسات داشت که واقعا عصبی شدم
  • عااااالی
  • افکت های عالی
  • چرا فایل های صوتی کل کتاب همشون مشکل داره هم این هم مرگ آقای جرالد...
  • این داستان با اصل داستان به نام جناین از دست رفته خیلی فرق دلشت هم اسمها عوض شده بود و هم داستان .
  • مثل همیشه معمایی و مرموز👍

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا