display result search
منو
اینجا خانه من است

اینجا خانه من است

  • 8 قطعه
  • 138 دقیقه مدت کتاب
  • 1003 دریافت شده
نویسنده: سهیلا خدادادی
کارگردان: ایوب آقاخانی
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
سال 1359، روزهای آغازین جنگ تحمیلی است و «جابر» که اصالتاً اهل «بصره» است، سال ها پیش، برای کار در گمرک خرمشهر به این شهر نقل مکان می کند...

«جابر» پس از آشنایی با خانواده «سلیمه»، با او ازدواج می کند و در خرمشهر ماندگار می شود. جابر و سلیمه یک دختر و دو پسر دارند. سال ها پیش که او قصد داشت به خرمشهر بیاید، «سعدون» که افسر ارتش بعث بود، به واسطه نفوذی که داشت، توانست گذرنامه جابر را آماده کند.
در این میان «خالد» به «جمیله»، دختر همسایه شان، علاقمند می شود که دوستی دیرینه با خانواده ایشان دارد و سلیمه به این اتفاق پی می برد. جمیله به مادرش می گوید که یک سالی از علاقمندی آن دو به هم می گذرد و خالد قصد دارد با جمیله ازدواج کند؛ اما نمی داند که پدر با این ازدواج موافقت می کند یا نه.
به این ترتیب، سلیمه پادرمیانی می کند و درباره خالد و جمیله با جابر صحبت می کند و او نیز موافقت می کند و همان شب مادر خالد، «زهرا»، با سلیمه تماس می گیرد و برای خواستگاری به منزل آنها می روند و قرار می شود مراسم عقد را آخر شهریور برگزار کنند.
اما سرنوشت روی دیگرش را به خالد و جمیله نشان می دهد؛ بعد از مدت ها، سعدون با جابر تماس می گیرد که پنج شنبه آینده همراه پسرشان، «حافظ» به خرمشهر بیاید و جمیله را برای «حافظ» خواستگاری کند. همه اهل خانه از شنیدن این خبر سردرگم می شوند و جابر نیز دوست دارد لطفی را که سعدون سال ها پیش در حقش کرده، جبران کند؛ از این رو اعلام می کند با ازدواج خالد و جمیله موافق نیست....

از ایرانصدا بشنوید

فتح خرمشهر، حماسه آفرینی مردان و زنانی است که با اتکا به قدرت الهی پا به عرصه جهاد نهادند و با نمایش ایمان پولادین خود که برگرفته از تعالیم اسلام ناب محمدی(ص) بود، حماسه ای جاوید را رقم زدند. یادآوری آن روزهای حماسی خالی از لطف نیست.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا