- 7266
- 1000
- 1000
- 1000
فطرت
«فطرت» عنوان بحثهایی است از متفکر شهید استاد مرتضی مطهری که در سالهای 1355 و 1356 در تهران در جمع معلمان و دبیران مدرسه نیکان در ده جلسه ایراد شده است.
از ایرانصدا بشنوید
«فطرت» عنوان بحثهایی است از متفکر شهید استاد مرتضی مطهری که در سالهای 1355 و 1356 در تهران، در جمع معلمان و دبیران مدرسه نیکان، در ده جلسه ایراد شده است و ظاهراً به سبب برخورد با نهضت اسلامی و افزایش مشاغل اجتماعی استاد شهید متوقف شد؛ اما در سال 1369 انتشارات صدرا آن را به چاپ رساند.
فطرت را درباره انسان به کار میبریم. فطرت مانند طبیعت و غریزه، امری تکوینی است؛ یعنی جزء سرشت انسان است ( اگر میگویم تکوینی است میخواهم بگویم اکتسابی نیست)، امری است که از غریزه آگاهانهتر است. انسان آنچه را که میداند، میتواند بداند که میداند، یعنی انسان سلسله فطریاتی دارد و میداند که چنین فطریاتی دارد.
آیا انسان فطریاتی دارد ؟
تفاوت دیگری که فطرت با غریزه دارد، این است که غریزه در حدود مسائل مادی زندگی حیوان است و فطرت انسان مربوط میشود به مسائلی که ما آنها را مسائل انسانی (مسائل ماوراء حیوانی) مینامیم؛ پس درحقیقت [بحث] فطرت این است که آیا این مسائلی که به عنوان مسائل خاص انسانی یعنی ماوراء حیوانی مطرح است و برای حیوان مطرح نیست، همه اکتسابی است و ریشهای در ساختمان انسان ندارد؟ یا اینکه نه، همه این مسائل ریشهای در ساختمان انسان دارد و فطری انسان است؟ مثلاً مسئلهای است به نام حقیقتخواهی که خودش یک مطلبی است.
آیا مسائلی که قرآن مجید از زبان نوع انسان بیان میکند، فطری است یا خیر؟ مثلاً قرآن میفرماید: «و یقول الانسان اذا ما مت لسوف اخرج حیا » آیا از اینجا دانسته نمیشود که اعتقاد به رستاخیز فطری نیست؟ این سؤال از نظر کلی سؤال خوبی است یعنی سؤالی است که باید روی آن کار کرد و دید که آیا مجموع آنچه قرآن از زبان نوع انسان نقل میکند، مربوط به یک سلسله امور فطری انسان است یا نه؟ به هر حال این سؤال به صورت کلی مطرح است و باید مجموع آیاتی که در این زمینه هست، جمع آوری بشود.
ولی آنچه راجع به آیه «و یقول الانسان اذا ما مت لسوف اخرج حیا » زنده میشوند، ولی این زندهشدن را یک نوع بازگشت به دنیا تلقی میکرده است که بیشتر مردم این طور تلقی میکنند، نه بازگشت به خدا. اگر تصور ما از معاد این باشد که نوعی بازگشت جدید به همین دنیاست، قدر مسلم اعتقاد به معاد یک امر فطری نیست، اما اگر تصورمان از معاد این باشد که واقعیت و حقیقتش بازگشت به خداست، آن وقت امری میشود مربوط به رابطه انسان و خدا که این را میتوانیم در محلش بحث کنیم که این، امری فطری است.
فطرت را درباره انسان به کار میبریم. فطرت مانند طبیعت و غریزه، امری تکوینی است؛ یعنی جزء سرشت انسان است ( اگر میگویم تکوینی است میخواهم بگویم اکتسابی نیست)، امری است که از غریزه آگاهانهتر است. انسان آنچه را که میداند، میتواند بداند که میداند، یعنی انسان سلسله فطریاتی دارد و میداند که چنین فطریاتی دارد.
آیا انسان فطریاتی دارد ؟
تفاوت دیگری که فطرت با غریزه دارد، این است که غریزه در حدود مسائل مادی زندگی حیوان است و فطرت انسان مربوط میشود به مسائلی که ما آنها را مسائل انسانی (مسائل ماوراء حیوانی) مینامیم؛ پس درحقیقت [بحث] فطرت این است که آیا این مسائلی که به عنوان مسائل خاص انسانی یعنی ماوراء حیوانی مطرح است و برای حیوان مطرح نیست، همه اکتسابی است و ریشهای در ساختمان انسان ندارد؟ یا اینکه نه، همه این مسائل ریشهای در ساختمان انسان دارد و فطری انسان است؟ مثلاً مسئلهای است به نام حقیقتخواهی که خودش یک مطلبی است.
آیا مسائلی که قرآن مجید از زبان نوع انسان بیان میکند، فطری است یا خیر؟ مثلاً قرآن میفرماید: «و یقول الانسان اذا ما مت لسوف اخرج حیا » آیا از اینجا دانسته نمیشود که اعتقاد به رستاخیز فطری نیست؟ این سؤال از نظر کلی سؤال خوبی است یعنی سؤالی است که باید روی آن کار کرد و دید که آیا مجموع آنچه قرآن از زبان نوع انسان نقل میکند، مربوط به یک سلسله امور فطری انسان است یا نه؟ به هر حال این سؤال به صورت کلی مطرح است و باید مجموع آیاتی که در این زمینه هست، جمع آوری بشود.
ولی آنچه راجع به آیه «و یقول الانسان اذا ما مت لسوف اخرج حیا » زنده میشوند، ولی این زندهشدن را یک نوع بازگشت به دنیا تلقی میکرده است که بیشتر مردم این طور تلقی میکنند، نه بازگشت به خدا. اگر تصور ما از معاد این باشد که نوعی بازگشت جدید به همین دنیاست، قدر مسلم اعتقاد به معاد یک امر فطری نیست، اما اگر تصورمان از معاد این باشد که واقعیت و حقیقتش بازگشت به خداست، آن وقت امری میشود مربوط به رابطه انسان و خدا که این را میتوانیم در محلش بحث کنیم که این، امری فطری است.
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
فصل ها
تصاویر
از همین نویسنده
از همین گوینده
-
-
زندگینامه آیت الله العظمی شهاب الدین مرعشی نجفی
-
-
-
-
-
-
-
-
کاربر مهمان