- 4593
- 1000
- 1000
- 1000
یک جور دیگر
چشمم به قطره های سرم بود که می چکید؛ صدایی نبود، اما خیال کردم که تیک تاک می کنه و لحظه ها میآن توی خون ام، اما چیزی حس نمی کردم، فقط خسته تر می شدم ولی خوابم نمی اومد...
از ایرانصدا بشنوید
کلافه بودم، بیمارستان خیلی زود معمولی شده بود؛ همه چیزش سفید بود حتی آدماش...
آقای مؤیدی نشسته بود لب پنجره ... ترسی نبود، شاید خجالت کشیدم، بیشتر به خاطر اینکه معلممون یه جور دیگه شده بود؛ شایدم اون فرقی نکرده بود، و ما تاحالا فکر می کردیم طور دیگه ای بود....
آقای مؤیدی نشسته بود لب پنجره ... ترسی نبود، شاید خجالت کشیدم، بیشتر به خاطر اینکه معلممون یه جور دیگه شده بود؛ شایدم اون فرقی نکرده بود، و ما تاحالا فکر می کردیم طور دیگه ای بود....
امتیاز
کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان
محتوا و داستان
آسیب ها
فصل ها
-
عنوانزمانتعداد پخش
-
-
-
-
نظری ثبت نشده است