display result search
منو
فَترَت و فتوا

فَترَت و فتوا

  • 11 قطعه
  • 260 دقیقه مدت کتاب
  • 1042 دریافت شده
نویسنده: عبدالله متولی
کارگردان: مجید همزه
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: رمان و داستان
میرزا محمدحسن که در شیراز علوم و معارف دین را فرا گرفته، قصد دارد برای ادامه ی تحصیل به اصفهان برود. او از دایی خود می خواهد تا مادرش را راضی کند که با رفتن او موافقت کند...

میرزا بالأخره با رضایت مادر و به سفارش دایی، با آقا قوام که تاجری معتمد است، همراه می شود. او در راه با غلامعلی آشنا می شود که او هم برای تحصیل به اصفهان می رود. میرزا خیلی زود در مجالس درس و بحث اصفهان رشد می کند تا جایی که استادش به او اجازه ی روایت حدیث می دهد.
روزی فتحعلی شاه به اصفهان می رود و غلامعلی از میرزا می خواهد تا با هم به استقبال شاه بروند. در این میان آقا قوام که به اصفهان آمده، به نزد میرزا می آید و از دلتنگی خانواده برای او می گوید. مادر و دایی که چند سال است میرزا را ندیده اند، پیغام فرستاده اند که به دیدارشان برود. او در این بازگشت با دختر عمویش ازدواج می کند و بعد از مدتی دوباره به اصفهان باز می گردد. حالا وقت آن است که برای فراگیری علوم بیشتر به نجف و کربلا برود.
میرزا به همراه همسر و فرزندش راهی سفری دور و دراز می شود. او زندگی فقهی خود را در کربلا از سر می گیرد. در کربلا نیز سرآمد دیگر عالمان می شود.
یکی از استادان به او پیغام می دهد که بزرگی، در خواب، سفارش او را کرده و تأکید داشته است که میرزا باید برای فراگیری ادامه ی علوم فقهی به نجف برود. در نجف، میرزا محضر بسیاری از استادان و علمای بزرگ را درک می کند. میرزای نجفی یکی از این علماست که در همان روزها به رحمت خدا می رود. او قبل از مرگ نامه ای به علمای شیراز می نویسد و از میرزا محمدحسن به عنوان عالمی وارسته یاد می کند. شیخ انصاری استادی بی نظیر است که میرزا بسیاری از علوم را نزد ایشان فراگرفته است. شیخ از او می خواهد که بر کتابش حاشیه ای بنویسد و این موضوع برای میرزا بسیار ارزشمند است. بعد از اینکه شیخ انصاری به رحمت خدا می رود، علما طی جلسه ای تصمیم می گیرند میرزای شیرازی را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کنند و امور را به دست او بسپارند.
میرزا شبی را در حرم امام علی (ع) با خود خلوت می کند و بالاخره تصمیم خود را می گیرد. بعد از آن به زیارت خانه ی خدا مشرّف می شود و سفری روحانی را تجربه می کند.
روزی ناصرالدین شاه به نجف می رود و قصد دیدار با او را دارد، اما میرزا تمایلی به این ملاقات ندارد؛ تا اینکه شاه خود به دیدار او در حرم امام علی (ع) می رود....
***
سید محمدحسن حسینی شیرازی، مشهور به «میرزای شیرازی» و میرزای مجدد، مرجع تقلید شیعه ایرانی و صاحب حکم تحریم تنباکو بود. پس از فوت مرتضی انصاری دزفولی در سال 1243، مرجعیت عامه شیعه به او منتقل شد و نزدیک به 30 سال در این مقام به رفع مشکلات مردم و اداره حوزه‌های علمیه مشغول بود.
سید محمدحسن حسینی شیرازی مرجع عام شیعه در سن 82 سالگی در سامرا به علت مسمومیت درگذشت.
ایران در دوران حکومت سلسله قاجاریه یکی از اسفبارترین دوره های خود را می گذرانید. هر روز به یکی از دشمنان این مرز و بوم امتیاز تازه ای واگذار می شد و دست آنها برای سلطه بر این کشور گشوده تر می گشت. گاه این امتیازها آنقدر ظالمانه و نابخردانه بود که از سوی دشمنان نیز «بخشیدن ایران توسط شاه» نام می گرفت. واگذاری امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو در داخل و خارج کشور به کمپانی ساختگی «رژی» یکی از این امتیاز بخشی ها بود. طرف اصلی این قرارداد دولت انگلیس بود که در پشت نقاب کمپانی رژی و شخصی به نام «ماژور تالبوت» مخفی شده بود. در آن زمان یک پنجم مردم ایران به کار کشت و زرع و خرید و فروش تنباکو مشغول بودند و واگذاری این امتیاز به منزله واگذاری حق حیات یک پنجم مردم ایران به انگلیس بود. با توجه به اینکه به انگلیسی ها اجازه داده شده بود که با استخدام و وارد کردن افراد مسلح، همه راه ها را تحت نظر بگیرند و کالاها را بازرسی کنند، می توان به پیامدهای فاجعه انگیز و دردناک این قرارداد ننگین و ذلّت بار پی برد؛ به ویژه آنکه در هنگام اجرای آن، انگلیسی ها با وارد کردن دختران و زنان فاسد و برپایی جلسه ها و مراسم عفت ستیز، سعی در تزلزل باورهای مردم نیز داشتند. درحقیقت واگذاری امتیاز تنباکو فقط یک وابستگی اقتصادی نبود، بلکه یک هجمه ی فرهنگی و عقیدتی بر مرزهای ایمان و معنویت و خداباوری ایران اسلامی به شمار می رفت. توجه به همه جوانب این حادثه تاریخی، توطئه ها و نقشه های از قبل طراحی شده استعمار را در قرن سیزدهم علیه ملت ایران برملا می سازد.
اولین عکس العمل این امتیاز استعماری، قیام مردم شیراز بود. رهبر آنان روحانی برجسته و مجاهد نستوه، «فال اسیری» بود که آن قیام به تبعید ایشان و شهادت برخی از مردم منجر شد.
در تبریز مردم مسلمان به رهبری آیت الله مجتهد تبریزی به پاخاسته و با تلگراف تندی به ناصرالدین شاه قاجار، اعتراض و خشم خود را ابراز کردند. مردم خراسان به پیروی از حاج شیخ محمدتقی بجنوردی و آیت الله سید حبیب مجتهد شهیدی و دیگر عالمان آن دیار، علیه امتیاز تنباکو شورش و از ورود افراد کمپانی رژی به مشهد جلوگیری کردند.
مردم اصفهان را آیت الله آقانجفی و آیت الله محمدباقر فشارکی و آقا منیرالدین، علیه شاه و استعمارگران بسیج کردند. در تهران آیت الله میرزا حسن آشتیانی و آیت الله شیخ فضل الله نوری ـ که هر دو از شاگردان برجسته میرزای شیرازی بودند ـ رهبری خیزش مردمی را به دست گرفته و با اشاره های میرزای شیرازی، هجوم گسترده ای علیه شاه و هم دستانش آغاز کردند.
اما مرجع بزرگ شیعیان جهان در سامرا، آیت الله میرزای شیرازی در دو نوبت با تلگراف به ناصرالدین شاه اعتراض خود را به واگذاری امتیاز تنباکو به عوامل بیگانه اعلام کرد و با شمردن مفاسد و پی آمدهای ننگین این گونه امتیازات، از او خواست به جای اعتماد به بیگانگان اسلام ستیز و دشمنان قسم خورده ملت ایران، به مردم مسلمان تکیه کند و کشور را به خارجیان نفروشد. وی همه راه های لازم را برای روشن کردن افکار دولتمردان ایران و فرجام ذلت آور این قرارداد آزمود، ولی با کمال تأسف هیچ گونه پاسخ مثبتی دریافت نکرد؛ تا اینکه با استفاده از نیروی مقتدر مرجعیت و با عنایت و فضل پروردگار، فتوای جاودانه خود را این گونه نگاشت:«الیوم استعمال توتون و تنباکو بِاَیِّ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله علیه است.»
این فتوای به ظاهر ساده و کوتاه، موج های آشفته را به طوفانی سهمگین تبدیل کرده و رژیم غفلت زده را در آستانه سقوط قرار داد. امواج آن، چنان سنگرهای دشمن را درنوردید که حتی شاه در خانه اش نیز از آن در امان نماند. هنگامی که ناصرالدین شاه در حرمسرای خود دستور آوردن قلیان را داد، هیچ کس اعتنا نکرد و چون از اتاق خود بیرون آمد، زنان را مشغول شکستن قلیان های سلطنتی دید. بعد از صدور فتوا، شاه و عوامل استعمار به تکاپو افتاده و به دنبال راه چاره ای می گشتند. جلسه های متعدد و تهدیدهای بسیار و پیشنهاد رشوه و هدیه از طرف دربار به علما سودی نبخشید و آنان را به نادیده گرفتن فتوای مرجع تقلید وادار نکرد. بالاخره جمعیت مؤمن با اجتماع در مسجد بزرگ بازار تهران (مسجد امام) به طرف دربار حرکت کردند و عده ای در اثر تیراندازی عوامل شاه به شهادت رسیدند. قلیان ها شکسته شد و استعمال و خرید و فروش تنباکو و توتون با بحران روبه رو شد و فشار بیش از حدّ ملت مسلمان ایران دولت ناصری را وادار به لغو قرارداد با کمپانی رژی کرد. به این ترتیب بود که نقشه گسترده استعمارگران انگلیس برای تسلط بر ایران، نقش بر آب شد و بار دیگر نقش مرجعیت در نجات ملت‌های مسلمان بر همگان آشکار شد.

از ایرانصدا بشنوید

در تاریخ ایران شخصیت های برجسته ی بسیاری وجود دارند که مطالعه ی زندگی آنها سراسر درس است. میرزای شیرازی، یکی از این شخصیت های مهم است که با تحریم مصرف توتون و تنباکو، توانست نقشه های ننگین انگلستان را نقش بر آب کند.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

5

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

تصاویر

کتاب گویا