display result search
منو
پایی که جا ماند

پایی که جا ماند

  • 17 قطعه
  • 434 دقیقه مدت کتاب
  • 7160 دریافت شده
سید‌ناصر حسین‌پور، جوان 16 ساله‌ای که در جزیره‌ی مجنون به اسارت دشمن در‌آمده است، از خاطرات دوران جنگ می گوید. او با پایی که جراحت زیادی دارد، لنگان لنگان روزهای اسارت را به سختی پشت سر می‌گذارد...

سید ناصر، 16 ساله، در آخرین سال های جنگ به جبهه می‌رود. او دیده‌ بان است و در بخش اطلاعات و عملیات فعالیت می‌کند. خبر حمله‌ای سخت و سنگین به آنها می‌رسد و دشمن به جزیره‌ی مجنون حمله‌ی می کند.
سید ناصر در این جنگ نابرابر از ناحیه‌ی پا جراحت سنگینی بر‌ می‌ دارد و اسیر می‌شود. روزهای اسارت روزهایی سخت و پردرد برای اوست و مدام مورد اهانت و ضرب و شتم عراقی ها قرار می‌گیرد؛ تا جایی که فکر می‌کند دیگر تحمل این وضعیت را ندارد.
او را به خاطر سن و سال کم و جراحتی که دارد، با پیک علی هاشمی اشتباه می‌گیرند و او در این جریان مجبور می‌شود هویت اصلی‌اش را در اطلاعات افشا کند. بعد از تحمل شکنجه های فراوان، او را به زندان الرشید در بغداد منتقل می‌کنند و ناصر به خاطر وضعیت بدی که دارد، هر لحظه آرزوی مرگ می‌کند. مجروحان بعد از مدتی به بیمارستان منتقل می‌شوند و ناصر از این موضوع بسیار خوشحال است. او طی یک عمل جراحی پای خود را از دست می‌دهد و بعد از مدتی دوباره به زندان الرشید بازمی‌گردد...
«پایی که جا ماند»، یادداشت‌های روزانه سید ناصر حسینی‌پور درباره زندان‌های مخفی عراق است که انتشارات سوره ی مهر منتشر کرده است.
سید ناصر حسینی‌پور این کتاب را به گروهبان عراقی، ولید فرحان، سرنگهبان اردوگاه 16 تکریت، که در زمان اسارت، او را بسیار شکنجه و آزار داده، تقدیم کرده است.

از ایرانصدا بشنوید

شنیدن خاطرات سید ‌ناصر حسین‌پور، جوان 16 ساله‌ای که در جزیره‌ی مجنون، در دوران جنگ تحمیلی به اسارت دشمن درآمده است، خالی از لطف نیست. خاطراتی که هر ورقش، با مُهر جنایات رژیم بعث عراق، به امضاء رسیده است.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

تصاویر

کتاب گویا