منو
پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا

  • ۷ قطعه
  • ۷۱ دقیقه مدت کتاب
  • ۹۸۰۰ دریافت شده
نویسنده: ارنست همینگوی
راوی: بهروز رضوی
قالب: روایی
دسته‌بندی: رمان و داستان
«سانتیاگو» ماهی‌گیری پیر و باتجربه است که برای بزرگ‌ترین صید زندگی‌اش به‌تنهایی دل به دریا می‌زند و تا عمق بی‌کران‌های دور پیش می‌رود. او در این سفر حماسی امیدوارانه با دریا و ماهی غول‌پیکر وارد مبارزه‌ی مرگ و زندگی می‌شود.

از ایرانصدا بشنوید

«سانتیاگوی پیر»، صیادی که ماهی گیران می‌گفتند دچار نحوست و بخت‌برگشتگی شده، مجبور می‌شود تنها به دریا برود، چراکه «مانولین» یعنی پسری که در چهل روز اول همراه او بود، به فرمان پدرش با «بلاسکوی» ماهی‌گیر به دریا رفت.
پیرمرد به‌تنهایی راهی صید می‌شود و با قایق خالی برمی‌گردد و هر روز پسر در ساحل منتظر اوست تا ببیند چه زمانی صیدی را به همراه خودش می‌آورد و به این ترتیب به باور موهوم بخت‌برگشتگی و نفرین‌شدگی که باور ماهی‌گیران آن‌جاست، پایان دهد.

* درباره‌ی کتاب
«پیرمرد و در... یا» نام رمان کوتاهی است از «ارنست همینگوی»، نویسنده‌ی سرشناس آمریکایی. نوشتن این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا آغاز شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. پیرمرد و دریا واپسین اثر مهم داستانی همینگوی بود که به چاپ رسید. این داستان، که یکی از مشهورترین آثار اوست و یکی از دلایل اصلی اهدای جایزه‌ی ادبی نوبل سال ۱۹۵۴ به ارنست همینگوی بوده‌است.

* درباره‌ی نویسنده
«ارنست همینگوی» در ۲۱ ژوئیه‌‌ی ۱۸۹۸ در اوک پارک (Oak Park) ایالت «ایلینویز» به دنیا آمد. پدرش «کلارنس» پزشک و مادرش «گریس» معلم پیانو و آواز بود. ارنست تابستان‌ها را به همراه خانواده‌‌اش در شمال «میشیگان» به سر می‌برد و در همان‌جا بود که او متوجه علاقه‌‌ی شدید خود به ماهی‌گیری شد.
او پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، در سال ۱۹۱۷ برای مدتی در «کانزاس‌سیتی» گزارشگر گاه‌‌نامه‌ی «استار» بود. در جنگ‌جهانی اول، داوطلب خدمت در ارتش شد، اما ضعف بینایی او را از این کار بازداشت؛ درعوض به‌‌عنوان راننده‌ی آمبولانس صلیب‌‌سرخ، در نزدیکی جبهه‌ی ایتالیا به خدمت گرفته شد. در ۸ ژوئیه‌‌ی ۱۹۱۸ مجروح و ماه‌ها در بیمارستان بستری شد.
در بازگشتش به ایالت متحده، مردم شهر و محله‌اش در اوک پارک از او مانند یک قهرمان استقبال کردند. ارنست کار خبرنگاری را از سر گرفت و در سال ۱۹۲۱ با «هدلی ریچاردسن» اهل «سن لوییز» آشنا و عاشق او شد. آن‌ها با هم ازدواج کردند و بنابر سفارش «شروود اندرسن» برای شروع زندگی، پاریس را انتخاب کردند. در آن‌‌جا ارنست برای تورنتو استار (Toronto Star) مشغول به کار شد. آن‌‌ها همچنان برای گذران زندگی از سهم ارث پدری «هدلی» استفاده می‌کردند و ارنست به داستان‌نویسی ادامه می‌‌داد. در همین دوران، یعنی بین سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۶، او در نویسندگی به شهرت رسید.
در سال ۱۹۲۵ نخستین رشته داستان‌های کوتاهش، «در زمانه‌‌ی ما»، منتشر شد که به‌خوبی گویای سبک خاص او بود. خاطراتش از آن دوران که پس از مرگ او در سال ۱۹۶۴ با عنوان «عید متغیر» انتشار یافت، برداشتی شخصی و بی‌نظیر از نویسندگان، هنرمندان، فرهنگ و شیوه‌‌ی زندگی در پاریس دهه‌‌ی ۱۹۲۰ است.
ارنست و هدلی در اکتبر ۱۹۲۳ صاحب یک فرزند پسر شدند و نام او را «جان» گذاشتند (با نام مستعار بامبی). این خانواده‌ی جوان به مکان‌های بسیاری از اروپا، به‌ویژه اروپای مرکزی، سفر می‌کردند و در زمستان‌ها به اسکی می‌پرداختند. در تابستان‌ها آن‌‌ها برای شرکت در جشنواره‌‌ی «سن فرمین» در «پامپلونا» به اسپانیا سفر می‌کردند که اولین سفرشان در تابستان ۱۹۲۳ بود. در سال ۱۹۲۶ اولین رمان او برپایه‌‌ی تجربه‌های به‌دست‌‌آمده‌اش از اسپانیا با نام «خورشید هم طلوع می‌کند» به چاپ رسید.
در سال ۱۹۲۶ ارنست همینگوی با «پائولین فیفر» ثروتمند دیدار کرد و این آشنایی ازدواج اول او را به جدایی کشاند. ارنست و پائولین در سال ۱۹۲۷ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب دو پسر شدند. «پاتریک» در سال ۱۹۲۸ و «گرگوری» در سال ۱۹۳۱ به دنیا آمد. او در همان دوران زندگی‌اش با پائولین، خانه‌ای در «کی وست» فلوریدا خرید.
در اواخر دهه‌‌ی ۱۹۳۰ همینگوی عاشق زنی روزنامه‌نگار و نویسنده به نام «مارتا گلهورن» شد و در سال ۱۹۴۰ با او ازدواج کرد. ارنست، «فینچا ویجیا» (خانه‌ای) را در کوبا خرید. در سال ۱۹۴۴ با «مری ولش» ملاقات کرد و این بار دل‌باخته‌‌ی او شد، تا این‌که در سال ۱۹۴۵ از مارتا هم جدا شد.
همینگوی بیشتر عمر سرگرم ماجراجویی بود: از زخمی‌شدن در ایتالیا براثر برخورد ۲۰۰ تکه ترکش ‌گلوله‌‌ی نیروهای اتریشی در خلال جنگ جهانی‌اول تا شرکت در خط مقدم جبهه‌های جنگ داخلی اسپانیا؛ یا سفرهایش به حیات‌وحش آفریقا، ماهی‌گیری و شکار حیوانات وحشی و زندگی در کوبا و ... که همین ماجراجویی‌ها بسیاری از درون‌مایه‌های داستانی او را تشکیل می‌دهند.
از مهم‌ترین رمان‌های همینگوی «پیرمرد و دریا» است که جایزه‌‌ی نوبل سال ۱۹۵۴ را در کنار دیگر آثارش، برای او به ارمغان آورد. همچنین او برنده‌‌ی جایزه‌‌ی پولیتزر در زمینه‌‌ی ادبیات داستانی است که در سال ۱۹۵۳ به او اهدا شد.

* مجموعه آثار او عبارت‌اند از:
سه داستان و ده شعر (۱۹۲۳)، در زمان ما (۱۹۲۴)، مردان بدون زنان (۱۹۲۷)، برنده هیچ نمی‌برد (۱۹۳۳)، خورشید همچنان می‌دمد (۱۹۲۶)، وداع با اسلحه (۱۹۲۹)، مرگ در بعدازظهر (۱۹۳۲)، تپه‌های سبز آفریقا (۱۹۳۵)، برف‌های کلیمانجارو (۱۹۳۶)، داشتن و نداشتن (۱۹۳۷)، ستون پنجم و ۴۹ داستان کوتاه (۱۹۳۸)، زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند (۱۹۴۰)، بهترین داستان‌های جنگ تمام زمان‌ها (۱۹۴۲)، در امتداد رودخانه به سمت درخت‌ها (۱۹۵۰)، پیرمرد و دریا (۱۹۵۲)، مجموعه اشعار (۱۹۶۰).

آثاری که پس از مرگ همینگوی منتشر شده‌است:
پاریس جشن بیکران (۱۹۶۴)، با نام ارنست همینگوی (یادداشت‌های همینگوی از سال‌های اولیه اقامت در پاریس (۱۹۶۷)، داستان‌های کانزاس سیتی استار (۱۹۷۰)، جزایر در طوفان (۱۹۷۰)، باغ عدن (رمان ناتمام-۱۹۷۰)، حقیقت در اولین تابش (۱۹۹۹)، تابستان خطرناک (۱۹۶۱).

*کتاب:
The Old Man and the Sea(۱۹۵۲)
فیلم:
The Old Man and the Sea(۱۹۵۸)
   نمایش بیشتر

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

۵

محتوا و داستان

۵

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • بهترین دوبلور جهان
  • 👌👌👌زیبا
  • واقعا حیف این محتوا هست که با موسیقی متن های مضخرف و آزاردهنده خراب میشه
  • همش اهنگ گوشخراشه ای بابا
  • سلام میدونم کلی زحمت داره وممنون اماقراربود کتاب گوش کنیم نه موزیک آقای رضوی ۲خط کتاب میخونه ۲۲خط موزیک اصلا حس وحال کتاب نداره کل کاراشون همین جوریه. دمت گرم ایران صدا دات آی آر واقعا دوست دارم
  • سلام‌عالیه‌ولی‌چرااینقدرآهنگ‌پخش‌میکنید‌مزاحم‌تمرکز‌میشه
  • خوب بود
  • کاربر مهمان
    سلام ميدونم کلي زحمت داره وممنون اماقراربود کتاب گوش کنيم نه موزيک آقاي رضوي ۲خط کتاب ميخونه ۲۲خط موزيک اصلا حس وحال کتاب نداره کل کاراشون همين جوريه. دمت گرم ايران صدا دات آي آر واقعا دوست دارم
    سلام دوست عزیز. موسیقی در برنامه های رادیویی نقش بسیار مهمی داره و داستانی که شنیدید برای پخش از رادیو تولید شده است. نسخه های دیگری هم از رمان پیرمرد و دریا در ایرانصدا وجود داره که میتونید در قسمت جستجوی ایرانصدا پیدا کنید.
  • سلام بسیار عالی با صدای نابغه ایران، استاد بهروز رضوی بسیار بسیار دلنشین بود،لطفا کتاب های زندگانی ائمه رو هم بصورت کامل با صدای ایشان در دستور کار قرار بدید... با تشکر فراوان از هم عوامل عزیز و محترم و خوش فکر
  • آخه موسیقی هم حدی داره چرا آنقدر زیاد کلافه شدم
  • تهش رو درک نکردم
  • موسیقی واقعا کسل کننده و کلافه کننده است
  • کتاب عالی موسیقی دلخراش
  • کاش انتخاب موسیقی بهتر بود و ملایم تر ممنون از استاد رضوی
  • آهنگ متنش خیلی اضافی هست
  • گویندگی عالی ولی صدای موزیک خیلی زیادتر از متن بود، مدام دستم رو ولوم صدا بود
  • عالی بود هم داستان هم راوی حتما گوش کنید (ر_قاین)
  • چرا اینقدر موسبقی صدای بلندی داره ، چرا اینقدر لجبازی می کنید ، شنوندگان بارها از ایرانصدا خواهش کردن صدای موسیقی پایین باشه
  • کتاب پرتوی عالی بود موسیقی بدبود

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا