منو
هزار و یک شب

هزار و یک شب

  • 7 قطعه
  • 139 دقیقه مدت کتاب
  • 2862 دریافت شده
در زمان‌های دور، دو شاهزاده به نام‌های «شهریار» و «شاه زمان»، با خیانت زنان خود روبه‌رو می‌شوند... این سرآغازی است برای قصه‌ی هزارویک‌ شب.


«هزارویک شب» داستان دو شاهزاده‌ی برادر، «شهریار» و «شاه زمان»، است. شاه زمان که شاهد خیانت همسرش بود، ترک پادشاهی کرده و راهی دیار برادر می‌شود، اما در آنجا نیز متوجه خیانت همسر برادرش می‌شود. شاه زمان، ناامید، شهریار را از ماجرا آگاه می‌کند. شهریار، به همراه شاه زمان، سر به بیابان می‌گذارد و به انتقام خیانت همسرش، هر شب دختری را به نکاح خود درمی‌آورد و بامداد دستور قتلش را می‌دهد. تا اینکه وزیرش دیگر نمی‌تواند دختری را برای همسری شهریار بیابد.
شهرزاد که پدر خود، یعنی وزیر شهریار، را درمانده می‌بیند، از او می‌خواهد تا او را به عقد شهریار دربیاورد؛ چراکه راه چاره‌ی نجات خود و دختران دیگر و همین‌طور شهریار را در این ازدواج می‌بیند و پدرش نیز چنین می‌کند.
شهرزاد در شب اول، بعد از اینکه به عقد شهریار درآمد، با گفتن قصه‌ی «دیو و بازرگان» و ناتمام گذاشتن آن، شهریار را مشتاق شنیدن نگاه می‌دارد و این‌گونه از مرگ می‌رهد و هر شب تا سحرگاه این کار را انجام می‌دهد.

درباره‌ی هزارویک شب:
کتاب هزارویک شب مجموعه‌ای است از داستان‌های افسانه‌ای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار، پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد (دختر وزیر) است و بیشتر ماجراهای آن در بغداد و ایران می‌گذرد.
«هزارویک شب» نامی است که از زمان ترجمه‌ی «طسوجی» در دوره‌ی قاجار شهرت یافته و نام قدیم آن «هزار افسان» بوده است. نخستین ترجمه‌ی هزارویک شب به زبان‌های اروپایی در قرن شانزدهم میلادی به دست «آنتوان گالان» به فرانسوی درآمد و در سال 1704 میلادی منتشر شد. «سر ریچارد برتون» نخستین ترجمه‌ی انگلیسی این کتاب را در سال 1885 عرضه کرد.
«بورخس» همه‌ی آثارش را مدیون هزارویک‌ شب می‌دانست و تأثیر آن بر بسیاری از نویسندگان معروف جهان، از جمله «جیمز جویس» انکارناپذیر است.
این کتاب با زبان‌های متعددی منتشر شده و یکی از کتاب‌های کهن و باارزش است و بهترین یادگاری است که از آداب و رسوم قدیم مشرق‌زمین باقی مانده است.

از ایرانصدا بشنوید

در این جلد شهرزاد برای چند شب قصه‌‌‌هایی تازه برای شهریار می‌گوید. در شب اول حکایتی از «پرندگان» را بازگو می‌‌کند. در شب دوم حکایت «چوپان پرهیزگار»؛ در شب سوم داستان «روباه و گرگ »؛ در شب چهارم قصه‌‌ی «موش و راسو» و در شب آخر هم داستان «خارپشت و فاخته» را می‌‌گوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

5

فصل ها

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • من عاشق آقای شهرستانی ام واقعا از همه شما هم ممنونم و خسته نباشید لطفا از ادبیات های پارسی خیلی بزارید 🙏❤️
  • توروخدا زودتر بزارید ما صبر نداریم من یکی تا میاد سه سوت قورتش میدم داستانو
  • با درود بر شما و بسیار سپاس از کار بسیار عالی و کم نظیر شما در ادبیات پارسی .. من از آقای شهرستانی کمال تشکر را دارم و درخواست دارم کار های دیگیری در ادبیات پارسی را به این گونه ارائه دهند از قبیل کلیله و دمنه ، مثنوی و معنوی ، سنباد نامه ، عبید ذاکانی ، حکایت های سعدی و .... باز هم بسیار بسیار سپاس از زحمت های بزرگ شما .....
  • با عرض سلام وخسته نباشید خدمت تمامی زحمت کشان رادیو از صمیم قلبم واسه تمامی عزیزان آرزوی سلامتی و پایداری رو دارم دست شما درد نکنه با این سری از داستانهای هزار و یک شب واقعا گل کاشتین هبچ گونه ایرادی دیده نمیشه توی تمامی نمایشهای شما مرسی و خدا قوت سعید هستم از شهرستان زاهدان
  • خداقوت 😍😍😍😍😍😘💖💖💖
  • کاربر مهمان
    با عرض سلام وخسته نباشید خدمت تمامی زحمت کشان رادیو از صمیم قلبم واسه تمامی عزیزان آرزوی سلامتی و پایداری رو دارم دست شما درد نکنه با این سری از داستانهای هزار و یک شب واقعا گل کاشتین هبچ گونه ایرادی دیده نمیشه توی تمامی نمایشهای شما مرسی و خدا قوت سعید هستم از شهرستان زاهدان
    از این رضایت شما بسیار مفتخریم
  • کاربر مهمان
    عالي ممنون از زحمات شما تو رو خدا ادامه بدين واقعاً تو اين همه مشکلات اقتصادي و اخبار بد دلمون به شما خوشه خير ببينيد
    ماهم دلمان به شما همراهان عزیز خوش است.
  • چرا وقتی قصه رسید به زمان ۰۱:۱۸:... یهو دور صدا تند شد؟ رفتم به تنظیمات صدا گوشی خودم ، دور صدا رو از عادی آوردم پایین ، تا پایین ترین حالت خودش
  • چرا ..؟
  • اگه تلویزیون بود...
  • راستی اونایی که به صدای شهرزاد گیر میدن باید اول برن "مکبث" رو گوش بگیرن...
  • یه بار هم دو تا جلد کتاب یکی پخش شد... فک کنم جلد ده و یازده بود..
  • مرسی ..
  • دور صداش تازه شده بود شبیه صدای خواهر من
  • 😀😀😀😐😐
  • مخصوصا وقتی میگه : به اینا دیگه دست نمی زنم، تمام م م می شودد
  • آها... نکنه این صدای کارکترای راسو و اون یکی بود ؟؟ چون وقتی که تموم شد و صدای شهرازد و پادشاهه شنیده شد ، دوباره صداهه عادی شد
  • شهرزاده بچه اش رو که به دنیا آورد چه پررو شد !!
  • همش به قصه "الن پو" فکر میکنم.. فک کنم نظر اون هم همین بود؟

تصاویر

از همین نویسنده

کتاب گویا