منو
تفریحگاه خانوادگی

تفریحگاه خانوادگی

  • 8 قطعه
  • 142 دقیقه مدت کتاب
  • 5853 دریافت شده
نویسنده: یکتا کوپان
راوی: سیما خوش چشم
قالب: روایی
دسته‌بندی: رمان و داستان
دختری به نام «مزین» در کودکی مادرش را در حادثه‌ای از دست داده و از پدرش نیز دل خوشی ندارد. او خواهر کوچکش را مسبب مرگ مادر می‌داند، اما سرانجام در پی بیماری پدر، فرصتی برای پیوند و بهبود روابط خواهران فراهم می‌شود.

از ایرانصدا بشنوید

درباره‌ی کتاب
کتاب تفریحگاه خانوادگی، مجموعه‌ای از قطعات یک پازل است که آرام‌آرام و در هر قطعه یا فصل، داستان بیشتر به شخصیت اصلی (مزین) نزدیک می‌شود. در هرکدام از این قطعات، با گذشته‌های دور، خاطرات، خواب‌ها و افکار مزین آشنا می‌شویم.
مزین که در کودکی، دختری سخت‌کوش، منظم و عاشق نقاشی بوده، به یک‌باره با اتفاقی مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کند. این اتفاق چیزی نیست جز تولد چیدم، خواهر کوچک‌ترش، که از نظر مزین، آمدنش خیانتی است به او. همین اتفاق آغازگر بحران بزرگی در خانواده‌ی مزین می‌شود.
پدر خانواده، نجات‌بیگ، در مدت حاملگی همسرش رو به زن‌بارگی می‌آورد و بیش‌ازپیش پایه‌های سست خانواده را متزلزل می‌کند. از این‌رو مزین حالا از مردها دل خوشی ندارد و در نظرش همه‌ی آن‌ها بندگان نفسانیات خود هستند.
اما تولد چیدم اوضاع را بدتر نیز می‌کند. از نظر مزین عامل تمام فلاکت‌ها و رنج‌هایش همان خواهر کوچک‌تر، شیرین و دوست‌داشتنی‌اش است. دختری که با گریه‌ی بی‌موقعش باعث می‌شود مادرشان که مشغول پاک‌کردن پنجره‌های بیرون آپارتمان است، هول کرده و از ساختمان پایین بیفتد؛ آغاز نابودی مزین.
حالا او نه‌تنها خواهرش را باعث نابودی زندگی‌اش می‌داند، بلکه دیگر هرگز همان دختر سخت‌کوشِ منظم و دوست‌داشتنی نمی‌شود. بیزاری از خواهر کوچکش سبب می‌شود تا به تمام دنیا اعلام جنگ کند. در این میان فقط مادربزرگش حامی و نگهدار اوست.

درباره‌ی نویسنده
«یکتا کوپان» روزنامه‌نگار، نویسنده‌، روزنامه‌نگار، صداپیشه و مجری تلویزیونی ترک، در 28مارس1968 متولد شد. نام کامل او «اتهم یکتا کوپان» است.
کوپان از همان دوران کودکی، به توصیه‌ی پدرش، فراگیری صداپیشگی را در رادیو TRT آنکارا آغاز کرد. در حین تحصیل در بخش بازرگانی دانشگاه حاجت‌تپه (Hacettepe)، سرودن شعر را آغاز کرد. اولین شعرش در مجله‌ی شعر «یارین» منتشر شد. کوپان پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه به استانبول نقل مکان کرد. داستان او برای اولین بار در یک مجله چاپ شد.
از آن زمان، کوپان، داستان‌ها، مقالات، اشعار و رمان‌های متعددی نوشته است که در بسیاری از مجلات و کتاب‌های ادبی داخلی و بین‌المللی به چاپ رسیده است. او با داستان و متنی که برای مجله فیلم "Altyazı" و "Eşik Cini" نوشت، در تحریریه‌ی آن مشغول به کار شد. کوپان در انتشار مجله‌ی برخط "AltZine" مشارکت داشت.
او با «دستورهای تنهایی خود از آشپزخانه عشق» برنده‌ی جایزه‌ی داستان سایت فایک شد. «کاغذ کپی» اثر بعدی اوست که در سال 2007 منتشر شد. کوپان در سال 2010 «ناگهان دیدم که نیستی» را نوشت. این کتاب برنده‌ی جایزه‌ی ادبی یونس نادی شد. رمان «تفریحگاه خانوادگی» یکی دیگر از کارهای اوست. بسیاری از آثار کوپان به زبان‌های دیگری ترجمه شده‌اند.
او «سرزمین عاج» را در سال 2000 منتشر کرد. پس از آن «دستورهای تنهایی از آشپزخانه عشق» را در 2001 نشر داد. جدای از کارهای دیگرش، او در چند مجموعه داستان‌های کوتاه که توسط جمعی از نویسندگان نوشته شده شرکت داشته است. مانند: «داستان‌های شبانه: 10 نویسنده 10 داستان در سال 2002» و «سیزده داستان جادویی: از سیزده نویسنده در سال 2002».

*کتاب:
Aile Çay Bahçesi
Author: Yekta Kopan
Publisher: Can Yayinlari (March 1, 2016)

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

4

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    بجز راوی بقیه چیزها خیلی خیلی بد بود.
  • کاربر مهمان
    خیلی چرت بود
  • کاربر مهمان
    داستان خوبی بود و صدای راوی عالی
  • کاربر مهمان
    شبیه فیلم ترکی ها بود
  • کاربر مهمان
    حیف وقتی که واسه شنیدن این داستان گذاشتم بااون راویش
  • کاربر مهمان
    خوبه اما من روخیلی غمگین نیکنه.
  • کاربر مهمان
    داستان بدینبود اما جای این داستات و در معمایی جنایی نمیفهمم
  • کاربر مهمان
    من دوست نداشتم .مینا
  • کاربر مهمان
    موسیقی کلید اسرار؟!
  • کاربر مهمان
    یکی از قشنگترین داستان‌هایی بود که شنیدم ممنون (ر_قاین)
  • کاربر مهمان
    من دوسش داشتم صدای راوی ها هم عالی بود
  • کاربر مهمان
    داستان خیلی قشنگیه خیلی ساده و روان و یه جورایی مثل رمانهای ایرانی و نزدیک به زندگی های ایرانی و اما راوی .. خیلی خیلی کارشون درسته کاملا مسلط و هنری و در عین حال. ساده و خوش زبان و گرم. دمش همیشه گرم سعید حسین پور م
  • کاربر مهمان
    قشنگ. بود
  • کاربر مهمان
    عالی بود حس قشنگی بهم منتقل کرد
  • کاربر مهمان
    صدای گوینده گرم و صمیمی بود. خود داستان هم بدک نبود
  • کاربر مهمان
    قشنگ وغمناک با انتهای داستان باز👍👍
  • کاربر مهمان
    خوب بود، سپاس از ایران صدا و راوی 🌹 🌹 🌹
  • کاربر مهمان
    ممنون از همه ی دست اندرکاران

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا