display result search
منو
پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا

  • 5 قطعه
  • 77 دقیقه مدت کتاب
  • 3250 دریافت شده
پیرمرد ماهیگیری که سانتیاگو نام داشت، هشتاد و چهار روز متوالی موفق نشده بود ماهی بگیرد...

... اوایل پسری به نام مانولین همراهش بود که بعد از چهل روز کار بی نتیجه، به دستور والدینش به سراغ قایقی دیگر رفت و در همان هفته ی اول سه ماهی خوب گرفت. پیرمرد در روز هشتاد و پنجم عازم نقطه ی دورتری شد، بلکه بتواند ماهی بگیرد. سرانجام بعد از ساعت ها، ماهی بزرگی به قلاب او گیر کرد. ماهی بزرگ‌تر و قوی‌تر از آن بود که پیرمرد بتواند مهارش کند و این بار پیرمرد بود که به دام ماهی افتاد. از آن پس ماهی، او و قایقش را با خود برد. پیرمرد یک شبانه‌روز سوار بر قایق به همراه ماهی در دریا به این سو و آن سو رفت. ماهی خسته شده بود و پیرمرد راه نجاتی نداشت. در این مدت دلفینی به قلاب او افتاد و او توانست از گوشت خام دلفین تغذیه کند. همان شب ماهی از سرعت خود کاست و پیرمرد تصمیم گرفت حتی برای لحظه ای هم که شده بخوابد....

*مختصری درباره نویسنده :
ارنِست میلر هِمینگوی (زاده 21 ژوئیه -1899 درگذشت 2 ژوئیه 1961) از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. او از پایه‌گذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایع‌نگاری ادبی» شناخته می‌شود.
«پیرمرد و دریا» نام رمان کوتاهی است از ارنست همینگوی، نویسنده سرشناس آمریکایی. او این رمان را در سال 1951 در کوبا نوشت و در 1952 به چاپ رساند.
پیرمرد و دریا واپسین اثر مهم داستانی همینگوی بود که در دوره زندگی‌اش به چاپ رسید. این داستان، که یکی از مشهورترین آثار اوست، شرح تلاش‌های یک ماهیگیر پیر کوبایی است که در دل دریاهای دور برای به دام انداختن یک نیزه‌ماهی بسیار بزرگ، با آن وارد مبارزهٔ مرگ و زندگی می‌گردد. نوشتن این کتاب یکی از دلایل عمده اهدای جایزه ادبی نوبل سال 1954 به ارنست همینگوی بوده‌است.
ارنست همینگوی در این کتاب به حوزهٔ زندگی پیرمردی چنگ می‌اندازد که روزی قلمرو بزرگ دریا در حیطه اقتدارش بود و عروسکان خوش‌خرام دریا بیوه‌هایی بوده‌اند درمانده در تار و پود تورش و اینک زندگی او به پایان خود می‌رسد؛ در آرزوی بزرگ‌ترین صیدش دل به دریای بزرگ می‌سپارد و بزرگ‌ترین صیدش را به چنگ می‌آورد، ولی آن قدرتی که بتواند شاهکار آخرین خود را به ساحل بکشد ندارد و چیزی جز اسکلت به ساحل نمی‌آورد.
همینگوی در پیرمرد و دریا شکوه قلمرو دریا را با افت و خیز زندگی دراز یک صیاد در هم می‌آمیزد و از این آمیزش، زندگینامه‌ای سرشار از اندوه برای صیادی از پا افتاده فراهم می‌کند.

*شنوندگان گرامی، به سبب دسترسی نداشتن به فصل دوم از این کتاب شنیدنی، از شما دعوت می کنیم تا خلاصه ای از آن را در ابتدای فصل سوم بشنوید.

از ایرانصدا بشنوید

باید رفت، باید ادامه داد. گاهی حرکت، حتی در سخت‌ترین شرایط، راهی به سوی رسیدن باز می کند که شاید قبل از آن وجود نداشته؛ یا بوده و ما آن را نمی‌دیدیم. این رمان تأثیرگذار به ما کمک می‌کند تا با وجود همه‌ی مشکلات، قدم در راه زندگی و اهدافمان بگذاریم و تنها به مقصدی روشن فکر کنیم. از شما دعوت می کنم این کتاب را بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

5

آسیب ها

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • سلام من هم نظرم همینه که نمایشی نخونید
  • سلام و خسته نباشید. لطفا بجای نمایش رادیویی با لحن معمولی اجرا کنید گمان میکنم طرفدار بیشتری داشته باشه. سپاس
  • سلام. این کتابها بیشتر نمایش رادیوییه. کتابهای صوتیتون رو باید از روی کتاب با لحن مناسب بخونن. نه اینکه نقش هاشون رو بازی کنن.

تصاویر

از همین نویسنده

از همین گوینده

کتاب گویا