display result search
منو
آنا و سرنوشت

آنا و سرنوشت

  • 7 قطعه
  • 97 دقیقه مدت کتاب
  • 1124 دریافت شده
«آنا ویسیول» به قصد تحصیل، زادگاه خود «دَنس ووک» را ترک کرد و به «بُخارست» رفت. او تا آن زمان دو مجموعه شعر را به چاپ رسانده بود و بسیاری از مطبوعات پایتخت با نامش آشنا بودند...

... از این رو موفق شد تا در روزنامه ی «آینده» مشغول به کار شود. آنا بعد از چهار ماه تصمیم گرفت به زادگاهش سفر کند، اما در همان روز خبر رسید که روس ها در مخالفت با آلمان ها شهر «بِسارابی» را اشغال کرده اند. آنا از تصمیم خود منصرف شد و در همین زمان با شخصی به نام «بِنژامین رافول» آشنا شد. او از مقاله ی چاپ شده ی آنا در روزنامه تشکر کرد و از این طریق ارادت خود را به آنا نشان داد. چند روز بعد دعوت نامه‌ ای از طرف سرویس سیاسی روزنامه ی ارتش به دست آنا رسید تا به عنوان گزارشگر برجسته برای آنها گزارش گرفته و مقاله بنویسد. آنا این دعوت را پذیرفت و به محل سرویس سیاسی در «بِلازُو» رفت. او در آنجا «ستوان اُرِل» را دید که قبلا نقدی بر کتابش نوشته بود. یکی از روزها بنژامین از آنا خواستگاری کرد و آنا فرصتی خواست تا این مسئله را با خانواده اش مطرح کند. آنا درصدد بود تا با کمک ستوان ارل و آقای «دَنیو» به بخارست منتقل شود. او منتقل شد اما خیلی زود متوجه شد که براثر توقیف روزنامه، کار قبلی خود را نیز از دست داده است. او با اندوه نزد مدیر کانون برگشت و مدیر به او گفت که او را برای کار به رادیو معرفی خواهد کرد.
آنا بعد از چند روز به دیدار خانواده اش در دنس ووک رفت و موضوع خواستگاری را با آنها در میان گذاشت. آنها بعد ازشنیدن موقعیت مناسب بنژامین از آنا خواستند تا به او جواب مثبت بدهد...

از ایرانصدا بشنوید

«آنا و سرنوشت» ماجرای زندگی دختری است که در شهری دور از خانواده، تحصیل می کند. او مجبور است بسیار تلاش کند تا روزها را بگذراند. آنا همچون دیگر زنانی که مانند او هستند، مشکلات بسیاری را از سر می گذراند. او در این مسیر رنج می کشد، غصه می خورد، شکست می خورد، عاشق می شود، اما تسلیم نمی شود؛ چراکه باور دارد این سرنوشت است که او را به جلو خواهد برد. از شما دعوت می کنم این کتاب را بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

4

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

تصاویر

از همین گوینده

کتاب گویا